تبلیغات
کیمیا فیلم
 
کیمیا فیلم
اندیشه ما اعتماد شما اعتماد شما افتخار ما
بگذارید این‌طور شروع كنیم: شما می‌خواهید یك عكس خانوادگی بگیرید و آن را برای یكی از دوستانتان كه در كشور دیگری زندگی می‌كند ایمیل كنید. برای این‌كار شما مجبورید عكس‌تان را به گونه‌ای تهیه كنید كه از نظر كامپیوتر قابل تشخیص باشد. مطمئنا انتظار ندارید عكس‌تان را جلوی مانیتور كامپیوتر بگیرید تا آن را ببیند و برای دوستتان تعریف كند!


35mm Full-Frame 11.1-Megapixel CMOS Sensor



بیت‌ها و بایت‌ها همان زبان مخصوص كامپیوتر هستند. هر عكس دیجیتالی عملا زنجیره‌ای از صفر و یك محسوب می‌شود كه نقاط رنگی تشكیل دهنده عكس‌ها (پیكسل‌های رنگی) توسط آن‌ها برای كامپیوتر تعریف می‌شوند. همه فرمت‌های خاص عكس، در حقیقت اشكال گوناگون تعریف این نقاط رنگی توسط كامپیوتر به حساب می‌آیند. برای این‌كه یك عكس به این فرمت‌ها تبدیل شود دو‌راه وجود دارد. شما می‌توانید به‌وسیله‌ یكی از همان دوربین‌های قدیمی نگاتیوی یك عكس بگیرید. نگاتیو را به طریقه‌ شیمیایی ظاهر كنید. آن را روی یك كاغذ عكاسی چاپ كنید و سپس توسط یك اسكنر آن را به یك عكس دیجیتالی تبدیل كنید. هرچند كه استفاده از یك اسكنر نگاتیوی جدید می‌تواند مرحله‌ چاپ عكس بر روی كاغذ را حذف كرده و عمل تبدیل را مستقیماً از روی نگاتیو انجام دهد، اما مبنای كار باز هم بر دریافت الگوی نوری بازتابش شده و ضبط مقدار ارزش پیكسلی آن‌ها استوار است.
اما راه دوم این است كه مستقیماً نور بازتابش شده از موضوع را دریافت كرده و مقدار ارزش پیكسلی آن‌ها را بلافاصله و بدون هیچ واسطه‌ای ذخیره كنید و یا به زبان ساده‌تر از یك دوربین دیجیتال استفاده كنید.
اما اصلی‌ترین تفاوت كار بین دوربین‌های دیجیتالی و آنالوگ در همین نكته نهفته است. مثل تمام دوربین‌های آنالوگ قدیمی، دوربین‌های دیجیتالی نیز دارای تعدادی لنز‌ هستند كه می‌توانند نور دریافتی از سوژه را به منظور ایجاد یك تصویر متمركز كنند. اما به جای این‌كه نور متمركز شده روی یك قطعه نگاتیو حساس به نور متمركز گردد، روی قطعه‌ای نیمه هادی تابیده می‌شود كه قابلیت ضبط الكترونیكی نور را داراست. در مرحله‌ بعدی كامپیوتر با تفكیك اطلاعات الكترونیكی دریافتی از این پروسه به داده‌های دیجیتالی، تصاویر را با فرمت‌های گوناگون ذخیره می‌كند. همه‌ قابلیت‌های هیجان‌انگیز دوربین‌های دیجیتالی از همین قابلیت عملكرد مستقیم ناشی می‌شود.
حالا‌ می‌خواهیم ببینیم دوربین‌ها دقیقا چه كاری انجام می‌دهند.

دوربینی بدون فیلم
تفاوت كلیدی بین یك دوربین دیجیتال و یك دوربین نگاتیوی آنالوگ این است كه دوربین‌های دیجیتالی فیلم ندارند و در عوض سنسوری دارند كه می‌تواند تابش نور را به بار الكتریكی تبدیل كند. سنسورهای دیجیتالی اغلب دارای ابعاد بسیار كوچكتری نسبت به نگاتیو‌های 35میلی‌مترهستند. البته اندازه‌های بزرگ‌تری هم ساخته شده‌اند. مثلا‌ً در دوربین CANON EOS -1Ds نوعی حسگر به كار رفته است كه42 x 63 mm می‌باشد و وضوحی برابر1/11مگاپیكسل دارد.

سنسور تصویری به كار رفته در اغلب دوربین‌های دیجیتالی موجود از نوع ‌Charge Coupled Device)CCD) می‌باشد.



البته برخی دوربین‌های ساده‌تر از نوع دوم سنسور‌ها یعنی تكنولوژی Complementary Metal Oxide Semiconductor)CMOS) نیز استفاده می‌كنند. علیرغم بهبود‌هایی كه در سنسور‌های CMOS حاصل شده و احتمالاً می‌تواند در آینده بیشتر مورد استقبال عموم قرار گیرد اما بعید به نظر می‌رسد بتواند به طور كلی در دوربین‌های حرفه‌ای‌تر جانشین سنسور‌های CCD شود. در طول این مقاله ما بیشتر روی فناوری CCD تمركز می‌كنیم. البته برای سادگی كار می‌توانید هر دوی آن‌ها را یكسان فرض كنید. زیرا این دو، از نظر ماهیت عملا یكسان هستند تنها از لحاظ استفاده از نور دریافتی متفاوت از یكدیگر عمل می‌كنند. بنابراین بیشتر چیزهایی كه درباره ‌CCD‌ها یاد می‌گیریم قابل تعمیم به CMOS‌ها نیز هستند.

سنسور‌های نوری مجموعه‌ای متشكل از هزاران ردیف بسیار كوچك از دیود‌های حساس به نور هستند كه می‌توانند فوتون‌های نور را به بار الكتریكی تبدیل كنند. این دیود‌های یك‌سویه را Photosite می‌نامند. هر فوتوسایت به تابش نور حساس است و مسلماً هرچه نور تابیده‌ شده بر آن شدت بیشتری داشته باشد، بار الكتریكی بیشتری در آن انباشته خواهد شد.

در حسگر‌های CCD این بار الكتریكی انباشته شده در هر فوتوسایت به صورت تك به تك و ردیف به ردیف خوانده می‌شود و اصولاً تشخیص مقدار یك بار الكتریكی وابسته به مكان آن در میان دیگر فوتوسایت‌ها می‌باشد. ضمن این‌كه قبل از آن‌كه سنسور نوری بتواند آماده‌ عكسبرداری شود لازم است كه تمام اطلاعات مربوط به عكس قبلی از روی آن به طور كامل خوانده و حذف شود. اما در سنسور‌های CMOS، هر یك از عناصر حساس به نور دارای یك آدرس طولی و عرضی مشخص است و می‌تواند به طور منفرد توسط محور‌های X و Y آدرس‌دهی و خوانده شود. مطلب كمی پیچیده شد؟ بهتر است كمی بیشتر درباره‌ آن بحث كنیم.

CMOS در مقابل CCD
دقیقا از مرحله‌ای كه فوتون‌های نور توسط فوتوسایت‌ها به الكترون تبدیل می‌شوند، تفاوت بین دو نوع حسگر اصلی آشكار می‌شود. مسلماً مرحله‌ بعدی عبارت است از خواندن مقادیر بار انباشته شده در هر سلول و تشخیص یكسل رنگی مربوط به آن. در سنسور‌های CCD بار الكتریكی شارژ شده از یك گوشه‌ سنسور خوانده شده و ردیف به ردیف جلو می‌رود و به طور همزمان یك مبدل آنالوگ به دیجیتال متناوب با تمام مقادیر دریافتی از پیكسل‌ها را به مقادیر دیجیتالی تبدیل می‌كند. اما CMOSها دارای چندین ترانزیستور مختلف در سر راه داده‌ها هستند كه با تقویت و جابه‌جا كردن بار‌های الكتریكی توسط سیم‌های متصل به آن‌ها، مقادیر را جداگانه و تك به تك به پردازشگر ارسال می‌كنند. هرچند كه انعطاف‌پذیری این شیوه به مراتب بالاتر از روش سطر به سطر است و می‌تواند برای كاربرد‌هایی مثل فوكوس خودكار و اندازه‌گیری نور مفید واقع شود. اما عملا سیگنال دریافتی ازCCDها شفاف‌تر می‌باشد. CCDها برای ایجاد قابلیت ارسال بار بدون اعوجاج و تحریف، از یك پروسه‌ صنعتی خاص استفاده می‌كنند و این پروسه روشی را ارایه می‌دهد كه موجب خلق تصاویری بسیار شفاف می‌شود. اصلی‌ترین تفاوت‌های بین سنسورهای CMOS و CCD را می‌توان به این شكل فهرست كرد:‌

● سنسور‌های CCD همانطور كه در بالا گفته شد تصاویری با كیفیت بالاتر و اختلال كمتری به‌وجود می‌آورند. اما به طور تجربی ثابت شده كه سنسور‌های CMOS برای ایجاد نویز و اختلال بسیار مستعد‌ترند.

● از آنجا كه هر پیكسل در سنسور‌های CMOS دارای چندین ترانزیستور مرتبط است كه در كنار آن‌ها قرار می‌گیرد، حساسیت این سنسور‌ها به نور پایین‌تر می‌آید. چرا كه بسیاری از فوتون‌های نور به جای این‌كه با سطح دیودهای نوری برخورد كنند با این ترانزیستورها برخورد كرده و به هدر می‌روند.

● سنسور‌های CCD به مصرف توان بالا معروفند. این سنسور‌ها در مقایسه با سنسورهای CMOS تقریبا 100 مرتبه بیشتر از باتری استفاده می‌كنند.
CCD ها به علت تولید بالاتر، بسیار بیشتر ازCMOS ها مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته‌اند و مسلما روش‌های تولید اقتصادی‌تر و با كیفیت‌تری برای آن‌ها ابداع شده است. به همین دلیل می‌توان مشاهده كرد كه اغلب دوربین‌های با كیفیت و مارك‌های معتبر جهان از این سنسور بهره می‌برند.

● از آن‌جا كه تقویت كننده سیگنال‌های نوری در CMOS بلافاصله بعد از هر فوتوسایت قرار دارد بنابراین این نوع حسگر‌ها می‌توانند تصاویر را دو برابر سریع‌تر نسبت بهCCD ها انتقال دهند.

براساس گفته‌های بالا متوجه می‌شوید كهCCD ‌ها بیشترین استفاده را در دوربین‌هایی دارند كه بیشتر بر كیفیت بالاتر تصویر، مقدار بیشتر پیكسل‌های تصویر و حساسیت به نور بالا‌تر تأكید دارند. اما در عوض سنسور‌هایCMOS دارای قیمت كمتر هستند و بیشتر در دوربین‌هایی به كار می‌روند كه از نظر اقتصادی به صرفه بوده و دارای منبع انرژی محدودتری می‌باشند.

وضوح (Resolation)
مقدار جرییاتی كه هر دوربین می‌تواند روی یك تصویر ضبط كند، رزولوشن (وضوح) نامیده می‌شود و توسط واحد پیكسل اندازه‌گیری می‌شود. هرچه وضوح دوربین شما بالاتر باشد مقدار جزییاتی بیشتری را می‌توانید در تصویر خود بگنجانید و هرچه مقدار این جزییات در تصویر بیشتر باشد می‌توانید در هنگام چاپ اندازه آن را بزرگتر كنید بدون آن‌كه تصویر شما محو یا دندانه‌‌دندانه شود. انواع وضوح‌های دوربین‌ها این‌گونه است:

256x256 پیكسل: این اندازه وضوح روی دوربین‌های بسیار ارزان قیمت دیده می‌شود و بسیار ناچیز تر از آن است كه برای چاپ مورد استفاده قرار گیرد. وضوح نمایشگر برخی از گوشی‌های موبایل در همین حد است و می‌توان از تصاویری با این خصوصیت برای نمایش در آن‌ها استفاده كرد. این وضوح كلاً دربردارنده‌ 65هزار پیكسل است.

640x640 پیكسل: این ابعاد حداقل اندازه وضوح در دوربین‌های واقعی است و بهترین اندازه برای تصاویری است كه می‌خواهید آن‌ها را روی وب قرار داده و یا از طریق اینترنت برای كسی ایمیل كنید. این مقدار وضوح دربردارنده‌ 307000 پیكسل می‌باشد.

1216x912 پیكسل: اگر تصمیم دارید تصاویرتان را در ابعاد معمولی عكس‌های نگاتیوی چاپ كنید این وضوح بهترین انتخاب است. چرا كه اولین نوع وضوح از رده مگاپیكسل محسوب می‌شود و حدودا دارای 000/109/1 پیكسل می‌باشد.

1600x1200 پیكسل: تصاویری با این مشخصات به عنوان تصاویر وضوح بالا محسوب می‌شوند و می‌توانند بدون هیچ مشكلی تا ابعاد 30x40 سانتی‌متر كه بالاترین اندازه پیشنهادی عكاسان برای چاپ نگاتیوهای دوربین‌های 35 میلی‌متری می‌باشد چاپ شوند. این مقدار وضوح دربردارنده‌ حدودا دومیلیون پیكسل رنگی می‌باشد و برای استفاده‌ خانگی بسیار مناسب است. هرچند كه تا به امروز دوربین‌هایی تا وضوح 14میلیون پیكسل نیز ساخته شده است اما پیشنهاد مناسب برای كسانی كه درباره‌ دوربینی مناسب برای كاربردهای خانگی سؤال می كنند یك دوربین دومگاپیكسلی می‌باشد. شما كه نتیجه‌ای بهتر از نتیجه‌ دوربین‌های نگاتیوی معمولی احتیاج ندارید؟

وضوح مناسب برای وب و ایمیل
اگر تنها تصمیم دارید تصاویری برای صفحه وب خانگی یا وبلاگ خودتان تهیه كنید و یا عكس‌های یادگاری برای دوستانتان بفرستید استفاده از وضوح 640x480 مناسب است. ضمن آن‌كه مزیت‌های دیگری نیز دارد كه عبارتند از:‌

● صفحه‌ی وب یا وبلاگ شما به دلیل حجم كم این تصاویر زودتر نمایش داده می‌شود.
● حافظه‌ محدود دوربین‌ها (در انواع معمولی بدون فلاش كارت 8 تا 16 مگابایت) امكان ذخیره‌ تعداد عكس بیشتری را به شما می‌دهد. شاید تا وقتی با دوربینتان به یك مسافرت چند روزه نروید ارزش این مزیت را متوجه نشوید!
● زمان انتقال این تصاویر به كامپیوتر بسیار كمتر خواهد شد. مخصوصا اگر از كابل‌های ارتباطی COM یا ارتباط مادون قرمز به جای پورت‌های USB استفاده می كنید.
● تصاویر گرفته شده حجم كمتری را روی كامپیوترتان اشغال می‌كنند (هرچند كه امروزه برای بیشتر كاربران این مسأله موضوع مهمی نیست).
از طرفی اگر تصمیم دارید تصاویرتان را چاپ كنید قطعاً به دوربینی با وضوح بالا احتیاج خواهید داشت. پس بهتر است كه درباره‌ چاپ بیشتر صحبت كنیم.

وضوح مناسب برای چاپ
فناوری‌های متنوعی در صنعت چاپ و چاپگرها وجود دارد. ما در این‌جا درباره‌ تكنولوژی چاپگر‌های Inkjet یا جوهرافشان صحبت می‌كنیم. شركت‌های سازنده‌ چاپگر‌ها در بیشتر موارد كیفیت چاپگر خود را براساس وضوح چاپ نقاط در واحد اینچ مربع (dpi) تبلیغ می كنند. اما وضوح‌های همسان لزوماً با هم برابر نیستند! زیرا یك پرینتر ممكن است مقدار قطرات جوهر بیشتری را برای نقطه‌ مورد نظر استفاده كند.
به عنوان مثال چاپگرهای ساخت شركت (HP (Hewlett Packard كه از فناوری PhotoREt lll استفاده می‌كنند می‌توانند برای ساختن یك رنگ از تركیب 29 قطره‌ جوهر به ازای هر نقطه استفاده كنند یعنی نهایتاً امكان ساخت 3500 رنگ را دارند. اگرچه این عدد ممكن است به نظر بسیار زیاد باشد اما فراموش نكنید كه بسیاری از دوربین‌ها می‌توانند 8/16 میلیون رنگ را به ازای هر نقطه ذخیره كنند! مسلماً این تعداد رنگ برای ساخت دقیق هر پیكسل رنگی كافی نیست و چاپگر‌ها مجبورند تركیبی از رنگ‌ها را به گونه‌ای ایجاد كنند كه وقتی از یك فاصله به آن‌ها نگاه می كنیم پیكسل‌ها یكسان به نظر بیایند

در بسیاری از موارد سؤال می‌شود كه چه چاپگری برای چاپ عكس‌های خانوادگی‌ مناسب است؟ می‌توانیم با یك حساب سر انگشتی مقدار دقیق بالاترین كیفیت چاپگر‌ مورد نظرمان را به‌دست آوریم. به عنوان مثال پرینتر خانگی من دارای وضوح 1200dpi می‌باشد و بالاترین وضوح چاپ مناسب آن 300 پیكسل در اینچ مربع است. بدین معنی كه با یك تصویر 1200x900 من می‌توانم یك تصویر 3x4 اینچی( تقریبا اندازه معمول در ایران كه 9x12 سانتیمتر است) را چاپ كنم. البته در عمل وضوح كمتر از این هم قابل قبول به نظر می‌رسد. شما خودتان هم می‌توانید این مقایسه را انجام دهید. اما فراموش نكنید كه برای به دست آوردن كیفیتی قابل مقایسه با كیفیت فیلم‌های نگاتیوی قدیمی تقریبا به وضوحی بین 150 تا 200 پیكسل به ازای هر اینچ مربع احتیاج دارید.


شركت كداك در سایت اینترنتی خود حداقل وضوح پیشنهادی برای چاپ تصاویر در اندازه‌های مختلف رامطابق جدول 1 ارایه كرده است.
البته جدول 1 به هیچ وجه نفی كننده استفاده از دوربین‌های قوی‌تر برای عكسبرداری عمومی نیست. مسلم است كه در صورتی كه تمام شرایط یكسان باشد، كیفیت چاپ یك عكس 5x7 اینچی با وضوح 6/1 بهتر از چاپ همین عكس با وضوح 8/0 است.

تشخیص رنگ‌ها
متاسفانه باید بگویم كه تمام فوتوسایت‌ها كوررنگی دارند! دانستیم كه فوتوسایت‌ها مراكزی هستند كه با جذب نور، بارالكتریكی تولید می‌كنند. اما این مراكز قدرت تشخیص رنگ‌ها را ندارند و تنها می‌توانند میزان شدت نور تابیده شده را گزارش كنند. بسیاری از حسگرها این مشكل را توسط فیلترهای رنگی حل كرده‌اند. هنگامی كه رنگ‌ها ضبط و ذخیره می‌شوند، می‌توان از آن‌ها برای تركیب و به دست آوردن رنگ‌های دیگر طیف نوركه شما معمولا روی صفحه‌ی مانیتور می‌بینید استفاده كرد. اما این كار چگونه انجام می‌شود؟


چندین راه برای ضبط سه رنگ اصلی تشكیل‌دهنده‌ طیف نوری در دوربین‌های دیجیتالی وجود دارد. دوربین‌هایی كه بالاترین كیفیت را دارند، از سه حسگر جداگانه استفاده می‌كنند كه هر یك دارای یك ----- رنگی جداگانه بر روی خودش است. نور توسط یك تقسیم‌كننده نور(Beam Splitter) كه درون دوربین تعبیه شده به حسگر‌های مختلف فرستاده می‌شود. فرض كنید كه یك لوله‌ آب داریم كه در انتهای آن یك سه راهی وجود دارد و می‌تواند آب ورودی را به مقادیر مساوی تقسیم كرده و از هر یك از سه انشعاب خود بیرون بفرستد. بنابراین هر حسگر تصویری مشابه حسگر دیگر را دریافت می‌كند. اما از آن‌جا كه رنگ فیلتر‌های روی هر حسگر متفاوت است، هر حسگر تنها به یكی از رنگ‌های اصلی واكنش نشان می‌دهد.
مزیت استفاده از این سیستم این است كه هر فوتوسایت حسگر می‌تواند هركدام از سه رنگ تابیده شده را دریافت و ضبط كند. متأسفانه دوربین‌هایی كه از این روش استفاده می كنند نه تنها حجم بیشتری دارند بلكه بسیار گران نیز هستند.

راه دیگر استفاده از تعدادی ----- چرخان با سه رنگ قرمز و آبی و سبز در مقابل تنها یك حسگر است. این ----- هربار كه می‌چرخد روی یكی از رنگ‌ها قرار می‌گیرد و دوربین می‌تواند نور تابیده شده از میان آن ----- را ضبط كند. هنگامی كه هرسه نور تابیده شد، تصاویر حاصل از این سه ----- رنگی با هم تركیب شده و تصور كامل حاصل می‌گردد. هرچند كه در این روش هر پیكسل از تركیب هر سه رنگ حاصل می‌شود اما عملاً نتیجه عكسبرداری از تصاویر چندان واقعی به نظر نمی‌رسد. چرا كه ممكن است تصویر دقیقا همان چیزی نباشد كه در عكس قبلی با یك ----- دیگر ذخیره شده بود. بنابراین چنین دوربین‌های برای عكسبرداری از تصاویر با سرعت حركت زیاد مثلا‌ً مسابقات اتومبیل‌رانی اصلا‌ً مناسب نیستند.

روش دیگری كه در دوربین‌ها استفاده می‌شود روش Interpolation (درون یابی) است.(درون یابی در لغت به معنای محاسبه مقادیر واسط بین دو نقطه است.) این روش یكی از عملی ترین و اقتصادی‌ترین روش‌های جدا كردن سه رنگ اصلی از یك عكس منفرد است. برای این كار روی هر یك از فوتوسایت‌ها به طور جداگانه یك ----- رنگی قرار می‌گیرد و در حقیقت حسگر نوری را به یك دسته پیكسل‌های رنگی قرمز و آبی و سبز مبدل می كند. با این كار می‌توان به سادگی با اطلاعات به دست آمده از میانگین مقدار رنگ پیكسل‌های همجوار به تخمین دقیقی از رنگ‌های هر موقعیت مكانی دست یافت. پروسه‌ یافتن مقدار تخمینی رنگ‌های بین دو نقطه‌ رنگی را درون‌یابی می‌نامند. (درباره‌ این روش بیشتر توضیح خواهیم داد . فعلا برای سادگی كار هر یك از فوتوسایت‌ها را به صورت یك پیكسل رنگی قرمز ، آبی یا سبز در نظر بگیرید كه با ترتیب خاصی در كنار هم قرار گرفته‌اند).

----- بایر (Bayer Filter)
الگوی معمول فیلتری كه در قسمت تشخیص رنگ درباره آن صحبت كردیم الگویی به نام ----- بایر است. این الگو روش چیدمان فیلتر‌های رنگی را در حسگر‌های نوری‌ كه به روش درونیابی عمل می‌كنند توجیه می كند. در این الگو روش چیدمان رنگ‌ها به صورت یك در میان قرمز و سبز و در جهت عمود بر آن به صورت یك در میان آبی و سبز می‌باشد. احتمالا می‌پرسید چرا رنگ سبز در هر دو ردیف قرار می‌گیرد؟ در این ----- رنگ سبز به دقیقاً دوبرابر هر رنگ ( و برابر با مقدار هر دورنگ) می‌باشد. زیرا چشم انسان نسبت به این سه رنگ اصلی حساسیت یكسانی ندارد و ضروری است كه اطلاعات رنگی ذخیره شده نسبت به رنگ سبز بیشتر از دو رنگ دیگر باشد. با این كار درك چشم ما از تصویر ضبط شده، تصویری طبیعی‌تر خواهد بود.


مزیت این روش این است كه تنها به یك حسگر نوری احتیاج دارد و ذخیره‌ اطلاعات رنگی (قرمز، سبز و آبی) در یك لحظه ‌و به صورت همزمان اتفاق می‌افتد. این مطلب بدین‌معنی است كه می‌توان دوربین‌هایی بسیار ارزان و كم حجم و كارآمد تهیه كرد كه در بسیاری از موقعیت‌های مكانی كاربرد داشته باشند. خروجی فایل RAW از یك حسگر با ----- بایر یك تصویر شطرنجی از رنگ‌های قرمز و آبی و سبز با شدت‌های مختلف می‌باشد كه برای ایجاد تصویر به مرحله‌ Interpolation می‌رود

فیلمبرداری

بسیاری از دوربین‌های عكاسی به شما امكان فیلمبرداری را نیز می‌دهند. هرچند نباید انتظار داشت كه كیفیت این فیلم‌ها كه در اكثر مواقع در قالب MPEG ذخیره می‌شوند، قابل مقایسه با دوربین‌های فیلمبرداری VHS یا DV باشد اما برای استفاده خانگی چیزی كم از دوربین‌های گوشی‌های موبایل‌های گران‌قیمت جدید ندارند. آن‌ها می‌توانند بسته به حافظه‌ دوربین‌، حدود چند دقیقه فیلم ضبط كنند (البته در صورت اتصال همزمان به كامپیوتر می‌توان زمان آن را افزایش داد) كه وضوحآن معمولاً به بیش از 640x480 نمی‌رسد. در هنگام خرید دوربین توجه كنید كه دوربین‌تان علاوه بر امكان ذخیره‌ تصویر، امكان ذخیره‌ صدا را نیز دارا باشد. دیدن یك فیلم صامت چندان جذاب نخواهد بود.

اگر با دقت نگاهی به این الگوی جداسازی رنگ‌ها بیندازید احتمالا شگفت‌زده خواهید شد كه چگونه از این رنگ‌های اصلی شطرنجی كه به صورت چهار رنگ (دو رنگ سبز و یك قرمز و یك آبی) دریافت می‌شوند، رنگ های حقیقی تصاویر با هاله‌هایی از تغییرات رنگ طبیعی به‌دست می‌آید؟ جواب مسأله در این‌جاست كه دوربین‌های دیجیتالی از یك الگوریتم تبدیل به نام Demosaicing Algorithms استفاده می‌كنند كه می‌تواند این رنگ‌های شطرنجی (یا موزاییكی) جدا از هم را به یك پیكسل رنگی برابر با رنگ حقیقی مبدل كند. در واقع هر یك از این رنگ‌های جداگانه در حقیقت بیش از یك‌بار در بازسازی رنگ‌ها مورد استفاده قرار می گیرند و هر پیكسل رنگی با میانگین گرفتن از میزان شدت و نوع رنگ احاطه‌كننده‌اش، ساخته می‌شود.


دوربین‌های مختلف از راه‌های گوناگون دیگری نیز برای به‌دست آوردن میزان شدت و نوع رنگ‌های دریافتی استفاده می‌كنند. به عنوان مثال یكی از شركت‌های معتبر سازنده دوربین و لنز به نامFoevon ، حسگری ابداع كرده است كه از هر سه ----- آبی، سبز و قرمز بر روی تمام سطح حسگر خود استفاده كرده است. ممكن است تعجب كنید كه چطور یك حسگر می‌تواند هر سه نور رنگی اصلی را كه به سطح آن تابیده می‌شود محاسبه كند. در صورتی‌كه همان‌طور كه گفتیم فوتوسایت‌كور رنگی دارند. تكنولوژی پیشرفته‌ این دوربین كه X3 technology نامیده می‌شود از روش خلاقانه‌ قرار دادن سه تشخیص‌دهنده نور در داخل سیلیكون حسگر استفاده می‌كند و هنگامی كه نورهای آبی، سبز و قرمز به سطح آن تابیده می‌شوند، از آن ‌جایی كه هر یك از آن‌ها دارای قدرت نفوذ مشخصی به داخل سیلیكون حسگر هستند، می‌توانند میزان شدت نور را برای هر یك از این سه رنگ تابیده شده بر سطح فوتوسایت تعیین كنند.
تكنولوژی دیگری كه توسط شركت سونی ابداع شده از یك رنگ Cyan (سبز آبی) به جای یك ردیف از رنگ‌های سبز استفاده می‌كند و یا در برخی دوربین‌ها به جای رنگ‌های (قرمز، سبز، آبی) از چهار رنگ سبزآبی، زرد، سبز و قرمزآبی استفاده می‌شود. اما در هر حال امروزه در اكثر دوربین‌های موجود در بازار از دوربین‌های تك حسگره با فیلتر‌های بایر استفاده می‌شود.

دیجیتالی كردن اطلاعات
تا این‌جا آموختیم كه حسگر چیست و نور تابیده شده به سطح آن چگونه به بار‌های الكتریكی با شدت‌های مختلف تبدیل می‌شود. اما این بار‌های الكتریكی كه توسط حسگر‌ها تولید می‌شوند نمی‌توانند به عنوان علائم دیجیتال مورد استفاده كامپیوتر قرار بگیرند. به منظور دیجیتالی كردن اطلاعات، این سیگنال‌ها باید از میان یك مبدل دیجیتال به آنالوگ (ADC: Analog to Digital Convertor) عبور كنند. در حقیقت عملیات دورن‌یابی نیز پس از همین تبدیل شروع می‌شود.


برای ساده شدن بحث، تصور كنید كه هر كدام از فوتوسایت‌هایی كه درباره‌ آن صحبت كردیم یك سطل آب هستند و فوتون‌های نور را به صورت قطرات بارانی فرض كنید كه به داخل آن‌ها ریخته می‌شوند. همینطور كه دانه‌های باران به داخل سطل ریخته می‌شوند، سطل از آب پر می‌شود (در حقیقت از بار الكتریكی انباشته می‌شود). از آنجا كه مقدار بارش باران به داخل هر یك از این سطل‌ها یكسان نیست، بعضی از آن‌ها پر می‌شوند و بعضی دیگر هم نیمه پر و یا خالی می‌مانند. حالا سطل‌هایی داریم كه دارای مقادیر مختلفی از آب (یا بار الكتریكی) هستند (كه بستگی به روشن‌تر بودن یا تاریك‌تر بودن نور تابیده شده دارد). سپس ACD یا مبدل آنالوگ به دیجیتال، مقدار آب انباشته شده در هر سطل را اندازه‌گیری كرده و اطلاعات به دست آمده را در مبنای باینری یا دو دوئی كه مبنای مورد استفاده كامپیوتر است، گزارش می‌كند. در قسمت بعدی این مقاله، به مسائل مربوط به دیدن تصاویر، ویرایش، لنزها و راهنمای خرید دوربین خواهیم پرداخت.



نوع مطلب :
برچسب ها :

Nokia N8 یکی از جدیدترین اسمارت فون ها هست که در ردیف رقابت با گوشی هایی مثل آیفون ، گالاکسی و مدل های فاخر HTC قرار دارد .این گوشی گامی بلند در بازار گوشی های هوشمند برای نوکیاست.این گوشی سرعت ،ظرافت و کیفیت بی نظیری دارد .

روی کاغذ نوکیا N8 جهش خوبی از نظر سخت افزاری دارد .دوربین ۱۲ مگاپیکسلی همراه با لنز Carl Zeiss و فلش Xenon همراه با فیلم برداری HD و خروجی HDMI که می توانید تصاویر و فیلم های گوشی را روی تلوزیون نگاه کنید.همچنین پشتیبانی از صدای Dolby و بدنه ی آلومینیومی همراه با ۵ رنگ مختلف (سفید ، نارنجی ، مشکلی ،سبز و آبی) از دیگر نقاط قوت این Nokia N8 محسوب می شوند .

مقایسه امکانات نوکیا N8 و آیفون ۴ :

امکانات آیفون ۴ نوکیا N8 برنده؟
سیستم عامل Apple iOS4 Symbian S^3 آیفون ۴
تکنولوژی صفحه نمایش Capacitive retina IPS Capacitive OLED آیفون ۴
رزولوشن صفحه ۶۴۰×۹۶۰ pixels 640×360 pixels آیفون ۴
مولتی تاچ بله بله مساوری
دوربین ۵ megapixels, LED flash, autofocus,

geotagging

12 megapixels, Xenon flash,

autofocus, geotagging, face detection

نوکیا N8
رادیو FM خیر بله نوکیا N8
GPS بله بله مساوی
حافظه داخلی ۱۶GB یا۳۲GB 16GB آیفون ۴
حافظه قابل ارتقا خیر حافظه microSD نوکیا N8
اندازه ۱۱۵٫۲ x 58.6 x 9.3mm 113.5 x 59 x 12.9mm آیفون ۴
وزن ۱۳۷g 135g نوکیا N8
برنامه ها

store

Apple App Store Nokia Ovi Store آیفون ۴
پردازنده Apple A4 ARM 11 (680MHz) نامشخص
شبکه های ۳G HSDPA 850/ 900/1900/2100 HSDPA 850/900/1700/1900/2100 نوکیا N8
Wi-Fi 802.11b/g/n 802.11b/g/n مساوی
بلوتوث ۲٫۱ with A2DP 3.0 with A2DP نوکیا N8
مدت مکالمه بیشتر از ۷ ساعت بیشتر از ۵٫۹ ساعت آیفون ۴
زمان Standby بیشتر از ۳۰۰ ساعت بیشتر از ۴۰۰ ساعت نوکیا N8
پشتیبانی از فلش خیر بله نوکیا N8
خروجی HDMI خیر بله نوکیا N8

همانطور که در جدول بالا مشاهده کردید هر دو گوشی دلایلی منطقی برای خرید دارند که البته هر کدام دارای نقاط ضعف و قوت هستند .Nokia N8 اولین گوشی نوکیا هست که دارای آخرین ورژن از سیستم عامل سیمبیان می باشد ،Symbian S^3 .این ورژن از سیمبیان دارای عملکرد و پایداری بالاتری نسبت به نسخه های قبلی می باشد و تغییرات زیادی در اینترفیس داده نشده است .سرعت و مولتی تاچ خوب این گوشی را هم ردیف آیفون و اسمارت فون های آندروید قرار داده است .

نوکیا N8 هم مثل آیفون دارای صفحه نمایش ۳٫۵ اینچی است اما از تکنولوژی OLED در صفحه آن استفاده شده است .برخلاف Samsung Galaxy S ، نوکیا N8 بدنه ی آلومینیومی دارد که باعث طراحی بهتر آن شده است .

قیمت Nokia N8 هم اکنون در ایران ۸۴۰ هزار تومان می باشد که در مقایسه با آیفون ۴ یک میلیون تومانی کمی ارزان تر است و احتمالا طبق روال تمام گوشی های نوکیا ، این گوشی هم افت قیمتی تا ۳۰۰ هزار تومان در آینده خواهد داشت (در ایران).

نوکیا N8 قابلیت آپگرید به S^4 یا سیستم عامل Meego را ندارد و تعداد کم توسعه دهندگان سیمبیان در مقایسه با iOS از معایب این گوشی است .

سیستم Navigation داخل گوشی که با GPS کار می کند در مقایسه با نقشه آیفون که با wifi هدایت می شود از برتری های نوکیا N8 نه تنها نسبت به آیفون بلکه نسبت به بقیه گوشی ها نیز می باشد .

در مجموع نمی توان گفته که نوکیا N8 بهتر از آیفون ۴ می باشد اما این گوشی آمیزش خوبی از سخت افزارهای قوی ، سیستم نرم افزاری خوب و قیمت مناسب تر نسبت به آیفون ۴ است .اگر نوکیا این گوشی را با سیستم عامل آندروید روانه بازار می کرد مطمئنا طرفداران بیشتری کسب می کرد و شاید الان در جایگاه بهتری بود .





نوع مطلب :
برچسب ها :
8 فروردین 91 :: نویسنده : مسعود گودینی

اگر بگوییم آیفون یکی از ۱۰ واقعه برتر دنیای فناوری در دهه اخیر است بی راه نگفته ایم .آیفون یکی از پیشتازان اسمارت فون ها در جهان محسوب می شود و رقابت یا بهتر است بگوییم جنگ سختی با دیگر اسمارت فون ها مخصوصا گوشی های اندرویدی دارد .بازار اسمارت فون ها ماه به ماه تغییرات جدیدی می کند ، برندهای بزرگ با گوشی های جدید و سیستم عامل های مختلف هر چند ماه محصولی جدید را معرفی می کنند.

گوشی بعدی کاربران آیفون، آندروید یا بلکبری چیست ؟ تنوع اسمارت فون ها براساس سیستم عامل یا شرکت تولید کننده در جهان چگونه است؟ با وجود این همه موفقیت برای اپل ، چند درصد گوشی های جهان آیفون است؟ پاسخ این سؤالات و سؤالاتی مشابه ممکن است شما را متعجب کند !

شما در حال حاضر چه اسمارت فونی دارید؟ انتخاب بعدی شما چه خواهد بود و چرا؟



نوع مطلب :
برچسب ها :

یک شرکت  ژاپنی به نام TES NewEnergy توانسته با ایده‌ای از طریق آب جوش و یک پورت USB دیوایس‌های دیجیتالی مثل اسمارت‌فون‌ها ٬ موزیک‌پلیر‌ها و از این قبیل دستگاه‌ها را شارژ کند .این گجت هم‌اکنون در غرب اوزاکا با قیمت ۲۴٫۱۵۰ ین (۲۹۹ دلار) شروع به فروش کرده است و شرکت تولید کننده‌ی آن به زودی برنامه دارد این تکنولوژی را در بازار دیگر کشور‌ها هم گسترش دهد .

مدیر اجرایی این شرکت آقای Kazuhiro Fujit درباره این اختراع برای  ژاپنی‌ها گفته است :  زلزله و تسونامی ۱۱ مارس باعث کشته شدن و مفقود شدن ۲۳ هزار نفر شد و هزاران نفر در شمال شرق ژاپن بی خانمان شدند . زمانی که در تلوزیون قربانیان این زلزله را درحال آتش درست کردن برای گرم نگاه داشتن خودشان دیدم ٬ به این ایده رسیدم که از همین طریق آنها بتوانند همزمان تلفن‌های همراه خودشان را نیز شارژ کنند  .

این کتری مجهز به یک نوار سفالی از جنس thermoelectric است که الکتریسیته را از طریق تفاوت درجه حرارت ۵۰۰ درجه سلسیوس در زیر کتری و آب جوش ۱۰۰ درجه‌ای داخل کتری ٬ ایجاد می‌کند .همچنین این کمپانی گفته است که این وسیله در عرض ۳ تا ۵ ساعت یک آیفون را شارژ کامل می‌کند و برخلاف انرژی خورشیدی این دستگاه می‌تواند هر ساعتی از روز و در هر شرایط آب و هوایی با اندازه‌ای کوچک که افراد به راحتی می‌توانند آن در کیف خود حمل کنند دستگاه‌های مختلف را شارژ کند .

بیشتر اختراعات بشر در هنگام جنگ‌ها و شرایط سخت محیطی روی داده است و ایده‌ی اصلی این اختراع شرکت TES NewEnergy هم از تسونامی ژاپن گرفته شده .این شرکت روی تولید الکتریسته از طریق مواد مختلف ازجمله حرارت کار می‌کند که در سال ۲۰۱۰ شکل گرفته است. با توجه به شرایط ٬این کتری بیشتر در مواقع اضطراری و یا فعالیت‌های ما در طبیعت استفاده می‌شود .بطور مثال در بعضی کشور‌های آفریقایی مردم برای شارژ کردن وسایل الکترونیکی مثل موبایل خود باید مسیرهای طولانی را راه بروند و احتمالا از این اختراع استقبال خواهند کرد .به‌نظر اسم این اختراع ٬ ePan یا ماهی تابه الکترونیکی است



نوع مطلب :
برچسب ها :
GoGoBot

یک شبکه‌ی اجتماعی جدید برای افرادی هست که سفر کردن را دوست دارند . می‌توانید با این سایت بگویید که در کجاها تا الان بوده‌اید و سفر کرده‌اید ، و از مکان‌هایی که خوشتان آمده و لذت برده‌اید تعریف کنید ،‌ نمره بدهید و همچنین در صورت تمایل عکس‌هایی هم از سفر خود به آن مکان آپلود کنید . اگر شما شخصی هستید که زیاد سفر می‌کنید و یا دوست دارید تجارب خود را در مورد سفر‌های مختلفتان بنویسید GoGoBot ابتکاری فوق‌العاده برای شماست .


در گوگوبات می‌توان مکان‌های مختلف ، هتل‌ها ، رستوران‌ها یا جاهای توریستی را جستجو کرد و یا پاسپورت‌ کاربران را فالو کرد ، تاکنون کاربران ۳۰۰ هزار مکان را اضافه کردند ، مکان‌های شناخته شده دارای نقد‌ و نظرات دیگران می‌باشند که باعث می‌شود قبل از سفر به آنجا بتوان با شرایط آشنا شد.

بعلاوه با این سایت می‌توان با دوستان خود برنامه‌های مسافرتی ساده و سریع گذاشت ، با دیگران راجع به مکان‌های که قصد رفتن به آن را دارید بحث کرد .

این سایت با فیس‌بوک ،‌توییتر و Foursquar هم سازگاری دارد و اگر اکانت‌های خود را وصل کنید کلیه دوستان شما که در GoGoBot هستند فالو می‌شوند و Check-In هایی که تا الان داشته‌اید نیز در پروفایل شما اضافه خواهند شد .

می‌توان با GoGoBot به جستجوی شهر‌های مختلف و تورسیتی پرداخت ؛ با فرهنگ ،‌ تفریحات و جاذبه‌های تورسیتی آنجا آشنا شد ، عکس‌هایی از آن مکان دید ، رستوران‌ها و هتل‌های آن منطقه را شناسایی کرد ، نظرات دیگر کاربران را خواند و سپس تصمیم سفر به آنجا را گرفت و همچنین می‌توانید حلقه‌ی دوستان خود را داشته باشید و مکان‌هایی که مسافرت می‌کنید را با هم به اشتراک بگذارید .





نوع مطلب :
برچسب ها :
فوتوسایت‌ها و پیكسل‌ها
در قسمت قبلی كه در مورد وضوح و تعداد پیكسل‌ها صحبت می‌كردیم، احتمالا متوجه شده‌اید كه تعداد پیكسل‌ها و بیشترین مقدار وضوح، آن‌چنان كه باید باهم هماهنگ نیستند. به عنوان مثال یك دوربین كه به ادعای سازنده‌اش دارای 1/2 مگاپیكسل است، چطور فقط می‌تواند تصویری با وضوح 1200 1600x ایجاد كند؟ بگذارید مقدار دقیق را محاسبه كنیم :

نمایی از یك CCD


یك تصویر با وضوح 1200 1600x (كه با دوربین گرفته‌ایم) باید دارای 1600 در 1200 پیكسل یعنی دارای 000/920/1 پیكسل باشد. اما "1/2 مگاپیكسل" به این معنی است كه تصویر ما باید 000/100/2 پیكسل داشته باشد. این مسئله نه یك حقه‌ دیجیتالی است و نه یك اشتباه محاسباتی از سوی سازنده‌ دوربین. این یك اختلاف كاملا حقیقی بین دو عدد است. وقتی سازنده‌ا‌ی ادعا می‌كند كه دوربینش 1/2 مگاپیكسل است یعنی روی CCD خود 000/100/2 عدد فوتوسایت تعبیه كرده است. پس چطور ممكن است بعضی از این فوتوسایت‌ها برای ایجاد تصویر مورد استفاده قرار نگرفته باشند؟ فراموش نكنید كه CCD یك وسیله‌ آنالوگ است و مجبور است برای ایجاد بار الكتریكی، از فوتون‌های انباشته شده در فوتوسایت‌ها برای ارسال بار الكتریكی به مبدل آنالوگ به دیجیتال استفاده كند. حتما می‌دانیدكه دلیل اینكه ما بعضی اجسام را سیاه می‌بینیم این است كه هیچ نوری از سطح آنها به چشم ما باز تابیده نمی‌شود. در حقیقت هیچ فوتون نوری از آنها به چشم ما تابیده نمی‌شود. درست حدس زدید. بعضی از فوتوسایت‌ها اصلا از بار الكتریكی پر نمی‌شوند و مقدار نور محاسبه شده برای این پیكسل‌ها از میانگین پیكسل‌های همجوار (حتی اگر ضعیف هم باشند از پیكسل‌های دورتر) محاسبه می‌شوند. پیكسل‌های مرده یا همان پیكسل‌هایی كه مورد استفاده قرار نگرفته‌اند در حقیقت همان فوتوسایت‌هایی هستند كه هیچ نوری دریافت نمی‌كنند و عكس را خراب می‌كنند. باید بپذیریم كه محیط اطراف ما دارای رنگ سیاه نیز هست!

حافظه‌ها

بسیاری از دوربین‌هایی كه امروزه در فروشگا‌ه‌ها می‌بینید، دارای یك نمایشگر LCD هستند كه به شما امكان می‌دهندبلافاصله پس از عكسبرداری، تصویر گرفته شده را مشاهده كنید. این قابلیت یكی از پیشرفت‌های بسیار مهم در صنعت عكاسی است. این قابلیت به قدری جالب است كه بسیاری از عكاسان آنالوگ را واداشت علیرغم وابستگی زیادی كه به دوربین‌ها و روش‌های قدیمی عكاسی داشتند، به عكاسی دیجیتال رو بیاورند.
البته مشاهده‌ تصاویر گرفته شده كه با همكاری ACD و ریزپردازنده‌ موجود در داخل دوربین بر روی نمایشگر دوربین امكان پذیر می‌شود، پایان داستان نیست. بسیاری از ما دوست داریم تصاویرمان را تا مدت‌ها روی دستگاه كامپیوترمان حفظ كنیم و یا آنها را چاپ كرده و در داخل آلبوم‌های عكس‌ نگهداری كنیم. راه‌های مختلفی برای نگهداری از تصاویر در داخل دوربین و یا انتقال آنها به كامپیوتر وجود دارد.
امروزه تمام دوربین‌های دیجیتالی موجود در بازار دارای حافظه‌هایی هستند كه برای ذخیره‌ موقت تصویر در داخل دوربین تعبیه شده‌اند. شما می‌توانید تا زمانی كه این حافظه كه حجم محدودی هم دارد كاملا پر نشده، باخیال راحت عكسبرداری كنید. دوربین شما تمام عكس‌ها را روی آن ذخیره می‌كند. اما هنگامی كه این حافظه پر می‌شود باید برای آن فكری كرد.

ابزارهای زیادی هستند كه كار سازماندهی یا ویرایش عكس های دیجیتالی را
انجام می دهند.



یك راه این است كه به‌وسیله‌ یكی از ابزار‌های اتصال‌دهنده ارائه شده همراه دوربین‌تان، عكس‌های گرفته شده را به كامپیوتر یا یك حافظه بزرگتر ( مثل حافظه‌های PDA ساخت شركت Nikon) انتقال دهید. پورت‌های USB ،Parallel ،SCSI ، Serial و یا حتی درگاه‌های مادون قرمز (Infrared) نیز كه در اكثر گوشی‌های موبایل جدید تعبیه شده، می‌توانند به سادگی عكس‌های شما را منتقل كنند. اما همه این‌ها در صورتی میسر است كه شما به كامپیوترتان دسترسی داشته باشید. فرض كنید در طول یك سفر حافظه دوربین‌تان پر شود. برای چنین موقعیت‌هایی باید از وسایل ذخیره ‌سازی جانبی كمك بگیرید.

خیلی از دوربین‌های ارزان قیمت تنها می‌توانند از حافظه داخلی خود استفاده كنند. این حافظه همان‌طور كه گفتیم بسیار زود پر می‌شود و معمولا بیشتر از 8 یا 16 مگابایت نیست. اما حافظه‌های جانبی در انواع مختلفی یافت می‌شوند كه عبارتند از:

كارت‌های SmartMedia: كارت‌هایی شبیه به همان حافظه‌های Flash Memory هستند كه ابعاد كوچكی دارند.

كارت‌های CompactFlash: شبیه به كارت‌های SmartMedia اما كمی بزرگ‌تر هستند.
Memory Stick: یك نوع حافظه‌ شبیه به كارت‌های Flash Memory كه مخصوص محصولات شركت سونی می‌باشد.

فلاپی دیسك: بعضی از دوربین‌ها می‌توانند كه مستقیما از فلاپی دیسك به عنوان حافظه استفاده كنند.

كارت PCMCIA: تعدادی از دوربین‌های حرفه‌ای جدید، به علت حجم بالای تصاویری كه ذخیره می‌كنند از كارت‌هایPCMCIA استفاده می‌نمایند كه بسیار گران‌قیمت هستند استفاده نمایند.
CD یا DVD قابل رایت: تعدادی از دوربین‌های جدید نیز از CD یا DVD برای ذخیره تصاویر استفاده می كنند.

هیچ‌كدام از این كارت‌ها را نمی‌توان به جای دیگری به كار برد و معمولا دوربین‌های دیجیتال از یك یا دو نمونه از این حافظه‌ها استفاده می‌كنند.

اگر از چندین كارت حافظه مربوط به دوربین‌های مختلف استفاده می كنید و نمی‌توانید همه آنها را توسط كابل‌های مخصوص خود به كامپیوترتان متصل كنید، بهتر است از دستگاه‌های كارت‌خوان استفاده كنید. این دستگاه‌ها كه در بازار ایران با نام Ram Reader شناخته می‌شوند، دارای یك رابط USB هستند كه می‌توانید با قرار دادن كارت‌های حافظه در داخل آن محتویات آنها را انتقال دهید.(من به تازگی یكی از آنها را كه اسلات‌های جداگانه‌ای برای تمام كارت‌های حافظه دارد به قیمت 14 هزار تومان خریداری كرده‌ام).

فشرده‌سازی
از آنجایی‌كه ذخیره كردن فایل‌های تصویری با بیش از 2/1 میلیون پیكسل فضای زیادی را اشغال می‌كند، بسیاری از دوربین‌ها از یك روش‌های فشرده‌سازی برای ذخیره‌ اطلاعات تصویری استفاده می‌كنند. دو راه ممكن برای فشرده‌سازی تصاویر وجود داشته باشد: repetition و irrelevancy.

در روش repetition یا فشرده سازی بر اساس تكرار، می‌توان این‌طور تصور كرد كه كامپیوتر، رنگ‌ها را براساس تكرار آنها در تصویر ذخیره می‌كند. مثلا فرض ‌كنید تصویری داریم كه نیمی از آن را آسمان آبی پوشانده است. در این‌حالت در آسمان حدودا 30 سایه‌ آبی موجود است كه كامپیوتر از هركدام از آنها یك نمونه می‌گیرد و بقیه اطلاعات را حذف می‌كند. كامپیوتر هنگام بازسازی تصویر می‌تواند با دقت قابل قبولی این رنگ‌ها را دوباره جایگزین كند به طوری كه ساختار اصلی رنگ‌های تصویر از بین نرود. این روش اگر‌چه روش بسیار مفیدی است اما متاسفانه نمی‌تواند بیش از 50 درصد فشرده‌سازی را روی تصویر انجام دهد.

روش Irrelevancy در حقیقت از یك حقه استفاده می‌كند. یك دوربین دیجیتالی نسبت به چشم انسان اطلاعات بیشتری را ذخیره می‌كند. بسیاری از روش‌های فشرده‌سازی از این مزیت برای حذف اطلاعات و كم كردن حجم آنها استفاده می كنند. اگر می‌خواهید فایل كوچكتری داشته باشید مجبورید كه مقدار بیشتری از اطلاعات غیر ضروری (از دید انسان) را كنار بگذارید. بسیاری از دوربین‌ها میزان حذف اطلاعات را متناسب با وضوح در نظر می‌گیرند. یعنی وضوح كمتر همان حذف بیشتر اطلاعات غیر ضروری و داشتن فایل كوچكتر است.

كنترل نور
كنترل مقدار نور تابیده شده به سطح حسگر بسیار مهم است. اگر دوباره به مثال سطل‌ها و قطرات آب برگردیم، می‌توانیم حدس بزنیم كه چرا نور بسیار شدید و یا نور بسیار كم برای كار عكاسی مناسب نیست. سطل كاملا خالی و یا كاملا پر نمی‌تواند هیچ‌گونه اطلاعاتی را برای كار ذخیره كند و تمام اطلاعات مربوط به میزان شدت نور حذف می‌شود. حتی اگر فرض كنیم یكی از فوتوسایت‌ها احتمالا با نور بیشتری نسبت به دیگری مواجه شده است، اما چون هر دو سطل كاملا پر و مساوی هستند نمی‌توانیم مقدار میان آن دو را به دست آوریم. در دوربین دو قطعه به
نام‌های شاتر و دیافراگم می‌توانند میزان تابش نور را كنترل كنند.

مقدار مربوط به دیافراگم عبارت است از مقدار باز شدن دهانه‌ دوربین به منظور تابش نور از درون لنز‌ها. دیافراگم دقیقا بعد از لنز‌ها قرار گرفته است. نور بازتابیده از یك جسم ممكن است بسیار شدید باشد و ممكن است برای بازسازی تصویر به چنین نور شدیدی احتیاج نباشد. در چنین موقعیتی شما به اندازه دیافراگم كوچك‌تر احتیاج دارید. برعكسِ این اتفاق در روز‌های بارانی و ابری می‌افتد كه به علت نور كم محیط، نور كافی برای ایجاد تصویر وجود ندارد و دهانه دیافراگم دوربین بازتر خواهد شد.

سرعت شاتر نیز مقدار زمان باز ماندن دیافراگم را كنترل می كند. هر چه زمان بیشتری دیافراگم را باز نگه داریم، نور بیشتر به سطح فوتوسایت‌ها تابیده می‌شود. این قطعه در دوربین‌های آنالوگ به طور مكانیكی عمل می‌كند. چرا كه با هر بار شارژ شدن، فنر شاتر تنها یك‌بار می تواند عمل كند (صدا و لرزش خفیفی كه در هنگام گرفتن عكس با این دوربین‌ها حس می‌شود مربوط به عملكرد همین قطعه است). اما در دوربین‌های دیجیتالی به علت اینكه عمل دریافت نور با برقرار شدن اتصال بین صفحه‌ حسگر و مبدل آنالوگ به دیجیتال انجام می‌شود، عملا احتیاجی به شاتر مكانیكی نیست. در ضمن توانایی بسیار زیاد دوربین های دیجیتالی نسبت به دوربین‌های آنالوگ در گرفتن تصاویر سریع پی‌در‌پی به همین قابلیت وابسته است. (البته بعضی دوربین‌های دیجیتالی SLR از هر دو نوع شاتر استفاده می‌كنند.)

بسیاری از دوربین‌های دیجیتال ارزان قیمت مقدار این دو گزینه را به طور خودكار تنظیم می‌كنند و در اكثر مواقع بهترین حالت (از دید حسگر نوری دوربین) را انتخاب می‌كنند. اما دوربین‌های پیشرفته‌تر قابلیت‌های بیشتری را برای تغییر سرعت و شدت نوردهی در اختیار قرار می‌دهند كه مورد استفاده عكاسان حرفه‌ای است. بعضی از سازندگان دوربین‌های دیجیتالی حتی پا را از این هم فراتر گذاشته‌اند و برای جلب توجه حرفه‌ای‌ها، با استفاده از یك لرزاننده و بلندگوی بسیار كوچك در داخل دوربین صدا و لرزش خفیف حاصل از شاتر را در این دوربین‌ها بازسازی كرده‌اند! ممكن است تصور كنید چرا هنگامی كه دوربین، به طور اتوماتیك بسیاری از تنظیمات را انجام می‌دهد باید دوربین گرانتری با قابلیت تنظیم دستی تهیه كنید. فراموش نكنید كه بهترین حالت از دید حسگر دوربین حالت بهینه در بین حالت‌های مورد انتخاب (و نه لزوما بهترین حالت ممكن) می‌باشدو

لنز‌ها و فاصله‌های كانونی
وظیفه‌ لنز دوربین این است كه نور‌های بازتابیده موجود را گرفته، آنها را متمركز كرده و روی سطح حساس به نور بتاباند. بسیاری از دوربین‌های دیجیتال از روش فوكوس خودكار استفاده می كنند كه روش بسیار جالبی برای تنظیم است.

اما تفاوت اساسی بین لنز‌های دوربین‌های دیجیتالی و دوربین‌های آنالوگ در فاصله‌ كانونی آن‌ها است. هنگامی كه خطوط موازی نور از میان عدسی لنز دوربین می‌گذرند، شكست نور به سمت محور لنز موجب متمركزشدن این پرتو‌ها در یك نقطه می‌شود كه آن را نقطه‌ی كانونی می‌نامند. (احتمالا اولین كاری كه كودكان با یك عدسی انجام می‌دهند به‌دست آوردن همین نقطه‌ كانونی است). در حقیقت فاصله‌ كانونی، فاصله همین نقطه تا مركز عدسی است. در دوربین‌های عكاسی فاصله‌ كانونی عبارت است از فاصله‌ بین مركز لنز دوربین و سطح حساس به نور كه می‌تواند یك نگاتیو یا یك حسگر سیلیكونی باشد. در قسمت اول مقاله آموختیم كه سطح حساس به نور در دوربین‌های آنالوگ بسیار بزرگ‌تر از سطح حسگر CCD در دوربین‌های دیجیتال است. پس برای اینكه بتوانیم یك تصویر را روی یك سطح كوچك‌تر بتابانیم می‌بایست فاصله‌ كانونی دوربین را متناسب با آن كاهش دهیم.

همچنین فاصله‌ كانونی به عنوان حیاتی‌ترین بخش اطلاعات در مورد تخمین میزان بزرگ‌نمایی تصویر از زاویه‌ دید عكاس در دوربین‌های آنالوگ محسوب می‌شود.

در دوربین‌های دیجیتالی 4 نوع مختلف لنز به‌كار برده می‌شود:

● ‌لنز‌های زوم ثابت و فوكوس ثابت: این نوع لنز‌ها دارای فوكوس و زوم ثابت هستند و معمولا در دوربین‌های ارزان قیمت كاربرد دارند. بسیاری از گوشی‌های موبایل و دوربین‌های ساده وب‌كم از این لنزهای ثابت استفاده می كنند.

● ‌لنز‌های زوم اپتیكال با فوكوس اتوماتیك: این لنز‌ها شبیه همان لنز‌هایی هستند كه در دوربین‌های ویدئویی معمولی استفاده می‌شوند. می‌توانید به مقدار محدودی از قابلیت تله و واید‌كردن استفاده كنید. اما در بیشتر مواقع امكان زوم كردن دستی را به شما نمی‌دهند.

● ‌لنز‌های زوم دیجیتالی: در این روش دوربین شما (و نه لنز) پیكسل‌های مركز عكس را گرفته و به طریق درون‌یابی از همان پیكسل‌های گرفته شده، یك تصویر بزرگ‌تر به اندازه‌ تصویر اصلی می‌سازد. بسته به وضوح تصویر و نوع حسگر، این عمل ممكن است به از بین رفتن كیفیت و یا شطرنجی شدن تصویر منجر شود. این نوع زوم دقیقا مثل این است كه شما یك عكس را بگیرید و قسمتی از آن را ببرید و سپس تكه‌ بریده شده‌ تصویر را چند برابر بزرگ كنید.

● ‌لنز‌های قابل تعویض: اگر با دوربین های 35میلی‌متری حرفه‌ای‌تر كار كرده باشید، با مفهوم لنز‌های قابل تعویض آشنا هستید. این لنز‌ها می‌توانند بر روی دوربین قرار بگیرند و به‌وسیله شكست نور (همانند لنز های نوری دیگر) تصویر بزرگ‌تر و یا كوچك‌تری را به دوربین منتقل كنند.

تفاوت بین زوم اپتیكال و زوم دیجیتال



از آنجایی‌كه بسیاری از كاربران با دوربین‌های آنالوگ 35 میلی‌متری كار كرده‌اند و با مقیاس‌های لنز‌های مربوط به آنها آشنا هستند، اكثر سازندگان دوربین‌های دیجیتالی فاصله‌های كانونی لنز‌های دوربین‌های خود را در مقیاس‌های قابل مقایسه با دوربین‌های آنالوگ بیان می‌كنند. این اطلاعات در هنگام تهیه دوربین‌ بسیار مهم هستند و شما می‌توانید به راحتی از عادی و یا تله‌واید بودن لنز دوربین‌تان اطمینان حاصل كنید. در جدول یك شما می‌توانید فاصله‌های كانونی‌ای را كه مربوط به یك لنز دوربین 3/1 مگاپیكسلی می‌باشد را در مقایسه با مقادیر متناسب با آنها در یك دوربین 35 میلی‌متری مشاهده كنید.


جمع بندی
در این قسمت چیز‌هایی را درباره كار كرد دوربین دیجیتال آموختید. بگذارید یك بار دیگر آن‌ها را با هم مرور كنیم:

● شما دوربین‌تان را به سمت سوژه مورد نظر می‌گیرید و به‌وسیله‌ زوم اپتیكال تصویر را به جلو یا عقب می‌برید.

● به آرامی دكمه‌ شاتر دوربین را تا نیمه فشار می‌دهید.

● دوربین شما به طور خودكار روی سوژه‌ مورد نظر فوكوس كرده و مقدار نور تابیده شده از سطح آن را اندازه‌گیری می‌كند.

● پردازشگر دوربین مقدار متناسب دیافراگم و شاتر را محاسبه می‌كند.

● حالا شما دكمه‌ شاتر را تا انتها فشار می‌دهید.

● CCD دوربین شروع به كار كرده و نور بازتابش را دریافت كرده و تا زمان بسته شدن شاتر عمل ذخیره كردن بار الكتریكی را انجام می‌دهد.

● ACD، بار ذخیره شده در CCD را اندازه‌گیری كرده و یك سیگنال دیجیتالی بر حسب مقادیر موجود در هر پیكسل نوری آزاد می‌كند.

● پردازشگر دوربین با درون‌‌یابی مقادیر به‌دست آمده از پیكسل‌های تك‌رنگ، مقدار رنگ طبیعی هر نقطه را به‌دست می‌آورد. در بسیاری از دوربین‌ها در این مرحله می‌توان تصویر ایجاد شده را در نمایشگر دوربین مشاهده كرد.

● پردازشگر ممكن است تصویر به دست آمده را وارد یك مرحله‌ فشرده‌سازی كند كه در طی آن موجب كاهش حجم تصویر می‌شود.

● اكنون تصویر به‌دست آمده است.


توصیه‌هایی برای خرید
هنگامی كه برای خرید یك دوربین دیجیتالی به یك فروشگاه مراجعه می‌كنید نكاتی وجود دارد كه با به خاطر داشتن آنها می‌توانید از خریدن یك دوربین منطبق با خواسته‌هایتان تا حد امكان مطمئن شوید.

غ‌ مطمئن شوید كه دوربینی كه تهیه می‌كنید همان وضوحی را دارد كه مورد احتیاج شماست. اگر نیاز شما دوربینی در حد گرفتن چند عكس خانوادگی و ارسال آن برای دوستان‌تان است یك دوربین 3/1 مگاپیكسلی با وضوح معمولی 480 640x برای شما كافی است. از طرفی دیگر اگر می‌خواهید یك نسخه چاپی بزرگ از تصاویرتان را نیز در آلبوم عكس‌تان نگهداری كنید بهتر است از دوربین‌هایی با وضوح 2 و یا 3 مگاپیكسل استفاده كنید. معمولا برای نیاز یك كاربر خانگی، وضوح بیشتر از این پیشنهاد نمی‌شود. مطمئن شوید كه دوربینتان دارای حافظه‌ كافی می‌باشد. هنگامی كه یك تصویر فوق‌العاده زیبا را در كادر تصویرتان مشاهده می‌كنید هیچ چیزی مثل پیغام"حافظه پر شده است (! Memory is full)" اعصاب شما را به هم نمی‌ریزد. این حافظه ممكن است حافظه‌ اصلی دوربین، فلاپی دیسك‌ و یا حافظه‌ جانبی باشد. ممكن است تصور كنید می‌توانید هربار حافظه‌ خود را به یك حافظه‌ جانبی دیگر مثل كامپیوتر و یا اینترنت منتقل كنید. اما عاقلانه‌ترین راه همراه داشتن یك حافظه Compact Flash در كنار دوربین است. قیمت این حافظه‌ها نسبت به میزان كاربرد آنها چندان گران نیست و با همراه داشتن یك حافظه 512 مگابایت و یا 1 گیگابایتی تقریبا می‌توانید با خیال راحت از هرچه كه دوست دارید عكس‌برداری كنید.

دوربینی كه دارای قابلیت فوكوس ماكرو باشد، از تار شدن تصویر در اثر نزدیك شدن دوربین به سوژه جلوگیری می كند.
مطمئن شوید لنز موجود روی دوربین برای كاربرد شما مناسب است. به عنوان مثال اگر قصد دارید از دوربین‌تان برای عكس‌برداری از مجالس و جشن خانوادگی استفاده كنید، مطمئنا به یك لنز واید احتیاج پیدا خواهید كرد. همیشه جای دادن همه افراد خانواده درون كادر از مشكل‌ترین كار‌های یك عكاس است. نكته‌ دیگری كه نباید فراموش كنید این است كه سعی كنید قبل از خرید یك دوربین دیجیتالی SLR كه قابلیت تعویض لنز را دارد، حتما از در دسترس بودن لنز مخصوص آن اطمینان حاصل كنید.

مقدار زوم دیجیتال را با زوم اپتیكال اشتباه نگیرید. بسیاری از دوربین‌ها چنین تبلیغاتی را روی جعبه‌ دوربین درج می‌كنند: 100X Zoom فراموش نكنید كه این عدد در اكثر مواقع كاملا غیر واقعی است و در حقیقت مقدار بسیار كمی از این عدد مرتبط با زوم اپتیكال است (احتمالا 5 یا 10 برابر) و مابقی همان حقه‌ برش و بزرگ‌نمایی مركز عكس است. زوم دیجیتال اضافی در اكثر مواقع موجب افت كیفیت شدید در تصاویر می‌شود.
فریب وضوح ساختگی را نخورید. در بیشتر دوربین‌های حرفه‌ای نیز مشاهده می‌شود كه دو مقدار وضوح برای دوربین ارائه شده است:
ffective pixel (وضوح موثر) و Recording Pixel (وضوح ضبط‌شونده). كه در بیشتر مواقع مقدار وضوح ضبط شونده حدودا دوبرابر وضوح موثر است. در حقیقت میزان ضوح اصلی دوربین همان وضوح موثر است و وضوح ضبط شونده همانند زوم دیجیتال كه تنها از دوبرابر كردن تصویر ذخیره شده به‌دست می‌آید. شما می‌توانید میزان وضوح ضبط شونده‌ دوربین‌تان را به‌وسیله نرم‌افزار ویرایشگر‌ تصویرتان تا چند برابر نیز بیشتر كنید.

ببینید باطری مورد استفاده‌ دوربین چقدر عمر می‌كند. بسیاری از دوربین‌های دیجیتالی به معنای واقعی باطری را می‌خورند. نوع باطری مورد استفاده دوربین‌ها نیز بسیار مهم است. پیشنهاد می‌كنم دوربینی را انتخاب كنید كه با باطری‌های قلمی معمولی (AA size) كار می‌كنند. امروزه باطری‌هایی به بازار آمده‌اند كه طول عمر بسیار مناسبی دارند و می‌توانند تا هزار بار دوباره شارژ شوند. می‌توانید دو جفت باطری قابل شارژ را همراه با یك دستگاه شارژكننده تهیه كنید. بسیاری از دوربین‌هایی كه از منابع انرژی خاص خود استفاده می‌كنند، همراه با دوربین دستگاه شارژكننده مخصوص نیز ارائه می كنند. ممكن است باطری‌های دوربین شما در داخل دوربین جاسازی شده باشند. این بدین معنی است كه در صورت تمام شدن باطری شما نمی‌توانید از دوربین استفاده كنید، مگر‌این‌كه خودِ دوربین را مستقیما به دستگاه شارژكننده وصل كنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
خریدن یك دوربین دیجیتال وسوسه‌ای است كه همه مارا مبتلا كرده است. چه كسانی كه دوربین عكاسی را صرفا یك وسیله تجملی پنداشته و به عنوان یك وسیله كه بودنش خوب و نبودنش فرقی برایشان ندارد به آن نگاه‌میكنند و چه كسانی كه دوربین عكاسیشان مهمترین و عزیزترین چیزی است كه دارند و حتی كسانی كه در اردوی مخالفان سرسخت تكنولوژی‌های نوین در عكاسی هستند حداقل یكبار به سرشان زده كه كاربا دوربین عكاسی دیجیتال را تجربه كنند .
خریدن دوربین دیجیتال نیز مانند خریدن هر وسیله دیجیتالی دیگری فرآیندی است كه نیاز به دقت و داشتن حوصله دارد. چه اینكه یك هفته بعد از خریدن تازه متوجه میشویم كه دستگاهی كه خریده‌ایم چیزی نیست كه میخواستیم و شاید تاحدودی نیز به این نتیجه برسیم كه پولمان را دور ریخته ایم .
از آنجا كه در كشور ما ایران ، ایران زیبا ، اكثر فروشندگان اطلاعات چندانی از محصولی كه می فروشند را در اختیار ندارند و نهایتاً به عناوینی چون " رُنده بازاره ، بچه ها دارند خوبه ، من خودم از همین دارم، از كار دراومده و جواب داده و …" بسنده می كنند ، لازم است كه خود ما به دنبال كسب اطلاعاتی در خصوص محصولی كه میخواهیم تهیه كنیم باشیم. مراجعه به سایت تولیدكننده محصول ، مقایسه تستهای انجام شده برروی محصول ، پرس و جو از كسانی كه از محصول مورد نظر استفاده كرده‌اند و بررسی نشریات معتبر، همگی میتوانند كمك به سزایی در راهنمایی خرید ما باشند.
10 نكته مهم در خرید دوربین دیجیتالی اولین گام در خصوص اطلاع رسانی به خوانندگان محترم است. سعی بر این است كه در ادامه این مبحث به بررسی نكات مهم و نیازمند توجه در مورد دیگرسخت افزارها نیز بپردازیم . لازم به توضیح میدانم هدف ما انتخاب یك دوربین دیجیتالی است نه صرفاَیك اسباب‌بازی چینی .

1 – تلۀ مگاپیكسل : بوسیله پیكسل ها فریب داده نشوید.
پیكسلها كیفیت تصویر ثبت شده را تعیین نمی‌كنند. آنها مشخص میكنند كه اندازه تصویر چقدرمی‌تواند بزرگ باشد. چه خوب بود كه كیفیت تصویر فقط به تعداد پیكسل موثر دوربین وابسته بود. به نظر من لنز نصب شده روی دوربین و پردازشگر تصویر دوربین از اولویت بالاتری برخوردارند. فكر نمی‌كنم كه تصویر گرفته شده توسط دوربین 1Creative 3000Z قابل مقایسه با 2Canon A300‌ باشد.‌ هرچند كه تعدادمگاپیكسل اسمی اولی بیشتر از دومی است. تولیدكنندگان دوربینهای دیجیتال سعی میكنند برای بالاتر رفتن كیفیت تصویر نهایی از پردازشگر قوی‌تر ، لنز با شفافیت بیشتر و در نهایت سلول 3CCD بهتر استفاده كنند. ( به نظر شما چرا سونی از لنز كارل‌زایس4 استفاده میكند ؟ )

2- اپتیكال ، اپتیكال ، اپتیكال : دلتنگی برای دیدن پیكسلهای تصویر.
واقعا دوست دارید كه پیكسل‌های تشكیل دهنده تصویر را ببینید ؟ برای این‌كار بهتر‌نیست از یك ذره‌بین استفاده كنید ؟ زوم دیجیتال هرقدر هم كه ضریب X آن بزرگتر باشد فایده‌ای ندارد. عملا فاكتور بی‌مصرفی است كه برای بالابردن قیمت دستگاه و استفاده در فروشگاه به دستگاه اضافه شده‌است. ساده توضیح می‌دهم. در زوم اپتیكال لنز به جلو و عقب حركت میكند و بزرگنمایی و كوچك نمایی تصویر به وسیله این تكنیك حاصل میشود. اما زوم دیجیتال فاكتوری است كه تماما در پردازشگر تصویر دوربین صورت میگیرد. در این نوع زوم تصویر ثبت شده بر روی سنسور CCD بزرگ میشود. مشكل كجاست ؟ تصویری كه به این وسیله بزرگ شود شطرنجی شده و اصطلاحا Pixelizeمیشود. هر قدر زوم اپتیكال یك دوربین دیجیتال بالاتر باشد نمایانگرآنست كه شما میتوانید تصاویر دورتری را با جزئیات كامل ثبت كنید. زوم اپتیكال معادل زوم در دوربینهای آنالوگ است . به عنوان مثال زوم اپتیكال 5X در دوربینOlympusC-8080 معادل 140- 28 در دوربینهای آنالوگ است . ( به نظر شما چرا دوربین C-8080 5Olympus زوم اپتیكال5X و زوم دیجیتال 3X دارد ؟امكان نداشت كه سازنده زوم دیجیتال 50X برای این محصولش در نظر بگیرد ؟ )

3 – چشم‌اندازی عریض‌تر : داستان پایان ناپذیر توجه به زوم بیشتر یا كمتر ؟
به این توجه نكنید كه لنز دوربین شما تا چه مسافت دورتری را میتواند رصد كند ، و یا چه قدر بزرگنمایی دارد . مهم اینست كه در آن فاصله چه عرض تصویری را برای شما مهیا كند . معمولا بزرگنمایی و عرض تصویر قابل شكار بوسیله لنز را به صورت دوعدد می‌نویسند ، به عنوان مثال 28-90mm . عدد اول مهمتر است . در مثال ما عدد اول برای ما امكان جادادن افراد بیشتر ، ساختمان‌های بیشتر و مناظر مراتع بیشتری را فراهم میكند . این مقدار برای اكثر كسانی كه عكاسی حرفه‌ای نمی‌كنند كافی است. میتوان تصاویر با عرض بیشتری را ثبت كرد

4 – باتری خوب ، باتری كمیاب : معضلی به نام باتری.

بعضی از انواع دوربینهای دیجیتال امكان استفاده از باطریهای سایز AA ( همان قلمی خودمان!) را فراهم میكنند. من این فاكتور را خیلی دوست دارم. به این دلیل كه میدانم بالاخره جایی باطریهای دوربینم تمام خواهد شد و چه بدخواهد شد كه جایی باشم كه امكان استفاده از برق شهری هم فراهم نباشد. بنابراین باید دوربینم را در كیفش بگذارم و بیخیال ثبت مناظر دلفریبی باشم كه به خاطر دیدنشان به اینجا آمده‌ام. اما اگر دوربینم امكان استفاده از انواع باتریهای معمول را داشته باشد میتوانم از تجهیزاتم نهایت استفاده را ببرم. در مورد نوع باطری نیز نیكل متال هیدرید (NI-MH) را به دلیل عمر بیشتر ترجیح میدهم. (6FujiFilm یكی از تولید كنندگانی است كه امكان استفاده از باتریهای سایز AA را فراهم میكند ).

5 – تمرین فیلمبرداری : صدا ، تصویر ، حركت ؟!
واقعا به دنبال چه چیزی هستید ؟ یك دستگاه چندكاره ؟ كه هم MP3 Player باشد هم Voice Recorder هم دوربین دیجیتال با كیفیت ، هم دوربین فیلمبرداری ، هم رادیو دو موج ، هم تنظیم باد لاستیك ، شاید اگر تُستر هم داشت بد نمی‌شد یا شاید هم قهوه جوش ؟ به دنبال امكان فیلمبرداری نباشید. فكر نمیكنم كه كیفیت فیلم ضبط شده توسط این دوربینها در حدی باشد كه بتوان به آن امیدوار بود.علاوه برآن مدت زمان فیلم برداری بوسیله این دوربینها به واسطه كیفیت بالای ضبط تصاویرهنوز درحد چند دقیقه است. فكر میكنم برای فیلمبردار شدن میبایست به سراغ دستگاه دیگری رفت. شاید در آینده دور یا نزدیك استراتژی‌ها تغییر كند و تولید كنندگان دوربینهایی ارائه كنند كه امكان فیلمبرداری و تولید قهوه هم داشته باشند ولی فعلا به فكر فیلمبرداری با دوربین با كیفیت خود نباشید. یا اینكه به ماركهای معتبر چینی ! بسنده كنید. ( به نظر شما چرا 7Canon یا 8SONY یا Olympus امكان فیلم برداری طولانی مدت را در دوربینهایشان تعبیه نمی كنند ؟ )

6 – جثه كوچك : جعبه‌های چهارگوش سنگین ...
گذشت زمانی كه دوربین به معنی یك جعبه چهارگوش سنگین و زمخت بود. جعبه‌ای كه با ابهت بود و اگر از دست رها میشد و به زمین برخورد میكرد به طور حتم موجب شكسته شدن سرامیك‌های كف اتاق میشد. تكنولوژی ساخت دستگاههای دیجیتالی به سمت میلیمتری شدن پیش رفت تا آنجا كه امروز به زحمت میتوان دستگاه MP3 Player را پیداكرد كه ابعادش به 10 سانتی متر برسد. صنعت ساخت دوربین هم موازی با دیگر صنایع پیشرفت تا آنجا كه دیگر از آن دوربینها خبری نیست. به دنبال بزرگتر نباشید. امروز حتی دوربین‌های 9SLR آنالوگ 35mm هم ابعاد كوچكتری نسبت به پدرانشان دارند. بزرگ بودن به هیچ عنوان به معنای بهتر بودن كیفیت تصویر نیست. تكنولوژی یعنی همین . ( شاهد این مدعی DSC-T3 و DSC-T1 مدلهای مطرح شركت SONY)

7 – پایه اتصال : اتصال سریع و شارژ همزمان.
برخی از دوربینهای دیجیتال علاوه بر پورتهای تعبیه شده بر روی دستگاه دوربین كه برای تخلیه اطلاعات به سمت كامپیوتر و چاپگر به كار میروند امكان داشتن Picture Cradle را هم مهیا میكنند. این دستگاه نوعی پایه اتصال سریع است از نظر شكل ظاهری مانند پایه بعضی از مدل‌های گوشی تلفن همراه است(Siemens SL45i ) كه استفاده از آن چند مزیت عمده دارد. اول اینكه مرتبا مجبور نیستیم كابل های اتصال را به پورت روی دوربین متصل كرده و درآوریم كه خود ، موجب فرسایش پورت و طبعا بعد از مدت قابل توجهی از كار افتادن پورت میشود. دوما اینكه در حین تخلیه اطلاعات باتریهای دوربین هم شارژ میشوند. اگر از دستگاههای كارت‌خوان هم استفاده كنیم بعد از مدتی در اثر استفاده از آنها ممكن است آسیبهای جدی به كارت‌های حافظه كه اغلب پوشش پلاستیكی دارند وارد شود. ( بعضی از مدلهای شركت FujiFilm از این قابلیت پشتیبانی میكنند ) .

8 – فلز ، فلز مرغوب ، ترجیها فولاد : تاثیر جنس بدنه دوربین در كیفیت عكس !
در این چندساله نشنیده‌ام كه كسی از میزان تاثیر جنس بدنه دوربین بر كیفیت تصاویر گرفته شده توسط آن سخنی به میان بیاورد. بدنه فلزی امكان بسیارخوبی است برای كسانیكه عادت دارند مرتبا دوربینشان را به زمین بزنند و یا اینكه از وسایلشان به خوبی نگهداری نمیكنند. بدنه فلزی دوربین را در برابر ضربه ، خراش و یا آسیبهای احتمالی محافظت میكند. بدنه فلزی موجب بالارفتن ضریب اطمینان شما در اثر برخورد ضربه به دوربین و طبعا بالا رفتن قیمت آن میشود. معمولابدنه دوربینهای خبرنگاری ، دوربینهای حرفه‌ای و دوربینهایی كه به منظور خاصی استفاده میشوند از آلیاژهای فلزی خاصی ساخته شده تا از محتویات دوربین محافظت كنند. ( FujiFilm FinePix S7000 نمونه خوبی از یك دوربین با بدنه غیر فلزی است )

9 – تقویت حافظه : فراموشی ، مشكل اصلی.

تنها مشكل اصلی و معمول در عكاسی دیجیتال اینست كه فراموش كنیم عكس مورد نظرمان را چاپ كنیم .بر اساس تجربه بدست آمده ممكن است تصاویر زیبایمان را به لبه تیغ بفرستیم. بدون آنكه آنها را چاپ و یا ذخیره كرده باشیم. برخی از تولید كنندگان با استفاده از تكنیك های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری توانایی بازیابی عكس‌های پاك شده را از روی دوربین و یا كارت‌های حافظه دارند. اگر مشكل حافظه دارید و قادر به حل كردن آن نیستید ، سعی كنید علاوه بر استفاده از تكنیك های تقویت حافظه از دوربین‌هایی استفاده كنید كه این امكان را در اختیارتان قرار دهند. ( در این مورد خاص FujiFilm انتخاب خوبی است )

10 - رابطه وارونه كیفیت و قیمت : همان مسئله آش و پول خودمان.
باید بدانیم كه بین بهترین قیمت و بهترین كیفیت تفاوت است. مطمئنا قیمت دوربین‌های دیجیتالی دارای مشخصات خوب و بارز همچنین محصولات تولیدكنندگان معتبر مانند Sony ، Canon ، Olympus FujiFilm و 10Minolta بیشتر از قیمت دوربینهای دیجیتالی است كه نه تولیدكننده معتبری دارند و نه مارك شناخته شده‌ای هستند. مطمئنا قیمت دوربینهای ماركهای معتبر بالا بیشتر از ماركهایی چون Creative ، Orite ،Pacific ، Mercury و از این گروه است .

كلام آخر اینكه برای داشتن كیفیت خوب باید كمی هوشیار بود. پیش از هرچیز نیازتان را مشخص كنید و بر اساس نیازتان خرید كنید. ببینید میخواهید پوستر چاپ كنید و یا فقط به‌خاطر ضبط خاطرات میهمانی تولد نوه عمه‌تان قصد خرید دارید. برای خرید نیز همیشه به سراغ فروشندگان متخصص بروید. نمایندگی‌های معتبر را فرموش نكنید. همچنین ماركهای معتبر. به خاطر داشته باشیم شركتهایی همچون11Nikon ،Canon ، FujiFilm ، Minolta وOlympus هرگز موجبات بدنامی خود را با تولید محصولات بی كیفیت و در سطح پایین فراهم نمیكنند.




نوع مطلب :
برچسب ها :

Canon Powershot G6



دوربین Canon Powershot G6 آخرین سری از محصولات سری G شركت كانن است كه به‌تازگی به بازار عرضه گردیده است. دوربین‌های سری G دارای تعدادی ویژگی یكسان هستند كه مهم‌ترین آن‌ها امكانات عكسبرداری بسیار خوب و تفكیك‌پذیری بالا همراه با بدنه‌ا‌ی بسیار كوچك و جمع‌و جور می‌باشد. دوربین G6 در این میان در فاصله بین دوربین 8 مگاپیكسلی 1 Pro و مدل قدیمی‌ 5 مگاپیكسلی G5 قرار می‌گیرد.
ممكن است بپرسید یك CCD هفت مگاپیكسلی به چه درد می‌خورد؟ یا تصور كنید كه چنین تفكیك‌پذیری هرگز به كار شما نمی‌آید. اما كیفیت تصویر G6 به هیچ وجه با دوربین سری قبلی خودش یعنی مدل G5 (و نیز با هیچ دوربین 5‌مگاپیكسلی دیگر) قابل مقایسه نیست و اگر شما از آن دسته از كاربران هستید كه از دوربین كوچكتان توقع‌های بسیار بزرگ دارید مطمئنا G6 شما را راضی خواهد كرد.

كیفیت تصوی
ر
تفاوت تصاویر در G6 تنها در اندازه تصویر خروجی دیده نمی‌شود. این‌بار هم كانن با قرار دادن برگ برنده‌ "تنظیم White Balance هوشمند" كاری كرده است كه به ندرت احتیاج به تنظیم White Balance خودكار یا دستی پیدا می‌كنید. هر زمان هم كه چنین نیازی پیدا كردید تنظیمات از پیش تعیین شدهWhite Balance برای مكان‌ها و موقعیت‌های مختلف در اختیار شما هستند.
كنتراست تصاویر در عكس‌های گرفته شده با G6 كمی عجیب به نظر می‌رسد اما در كل كیفیت تصویر و به خصوص رنگدانه‌های موجود در عكس بسیار طبیعی است و می‌تواند ایراد نخستین را به خوبی پوشش دهد.
در خوش‌دست بودن G6 هم باید شك كنید. علیرغم ادعای كانن مبنی بر كوچك‌تر بودن ابعاد G6 نسبت به G5، هنگامی كه آن را در دست می‌گیرید اصلا چنین حسی ندارید. متعجب شدید؟ توجه داشته باشید كه چیزی كه خوش‌دستی یك دوربین را تعیین می‌كند كوچكی و بزرگی ابعاد سه‌گانه‌ آن نیست. ممكن است وقتی اندازه ابعاد سه‌گانه‌ G6 را ببینید حس كنید كوچك‌تر از مدل قبلی خود است، اما وجود دستگیره بزرگی كه در دست راست شما قرار می‌گیرد به شما این حس را القا می‌كند كه دوربین بزرگ‌تری در دست گرفته‌اید. از بحث كوچكی و بزرگی كه بگذریم، در كل این موضوع چندان هم آزاردهنده به نظر نمی‌رسد.

چقدر باید منتظر بمانم؟
یكی دیگر از مسائل آزاردهنده درباره G6 زمان شروع به كار آن است. زمانی در حدود 3 ثانیه! امسال دوربین‌های زیادی با مشخصاتی نزدیك به G6 به بازار آمدند كه زمان راه‌اندازی را به یك ثانیه رساندند. اگرچه تا یكی دوسال قبل، 3 ثانیه زمانی متوسط محسوب می‌شد، اما امروزه طولانی به‌نظر می‌رسد. به غیر از این‌ها دكمه Power دوربین كه وظیفه‌ خاموش و روشن كردن دوربین را به عهده دارد نیز جای تعجب دارد. دكمه‌ای كوچك و پلاستیكی كه استفاده از آن سخت است و احتمالاً این سؤال را به ذهن می‌آورد كه استفاده از همان دكمه‌های كشویی قدیمی چه ایرادی داشت كه كانن از چنین دكمه‌ای استفاده كرده است؟ این نكته زمانی بیشتر جلوه می‌كند كه دوربین‌تان را از كوله پشتی بیرون بیاورید و ببینید عكس‌هایی از محتویات داخل كیف دارید كه خود دوربین شخصاً، برای شما تهیه كرده است. دكمه Power پلاستیكی دوربین می‌تواند به طور اتفاقی G6 را روشن كند(چنین ایرادی را در دوربین‌های دیگر نیز گاهی اوقات می‌بینیم. مثلا DX6490 شركت كداك هم همین حساسیت را به دكمه منوی خود دارد).
حالا به سراغ سیستم اتوفوكوس دوربین می‌رویم. فوكوس خودكار G6 نسبت به مدل قبلی بهبود پیدا كرده است. ولی هنوز عالی نیست. نیم ثانیه برای فوكوس كردن در حالت زاویه‌ باز (WideAngel) و یك‌و‌نیم ثانیه برای فوكوس در وضعیت زوم نزدیك (Telephoto) كه البته ممكن است نسبت به فاصله جسم و شرایط نور كمی متفاوت باشد. این مقدار زمان برای چنین دوربینی، متوسط رو به بالا محسوب می‌شود و اگرچه برای عكاسی از مناظر و طبیعت كارآیی خوبی دارد، اما برای عكاسی از سوژه‌های متحرك و صحنه‌های ناگهانی بسیار ضعیف می‌باشد. البته اگر از حق نگذریم، از آنجا كه در حالت زاویه باز عمق زیاد میدان موجب بی‌اهمیت شدن امكان فوكوس می‌شود. این نكته در اكثر دوربین‌های دیگر (حتی مارك‌های دیگر به جز كانن) نیز آنچنان كه باید مورد توجه قرار نمی‌گیرد و درباره آن سهل‌انگاری می‌شود.
دكمه‌های كنترل زوم در G6 به طرز چشمگیری سریع شده‌اند و بین فواصل زاویه كاملاً باز و كاملاً بسته‌ نیز چندین وضعیت از پیش تعیین شده زوم وجود دارد كه می‌توانند امكان زوم‌ دقیق‌تر را فراهم كنند.دكمه‌های زوم عقب و جلو دقیقا در زیر انگشت سبابه قرار می‌گیرند و استفاده از آن‌ها بسیار راحت است. اگرچه موتور حركتی زوم G6 به هیچ وجه با موتورهای زوم مكانیكی در برخی دوربین‌های دیگر همانند Minolta's DiMAGE A2 قابل مقایسه نیست، اما در نوع خود یكی از بهترین‌هاست.

نمایش از هر زاویه
LCD دوربین نیز با اندازه بزرگ 2 اینچی خودش كاملا شفاف و واضح به نظر می‌رسد (اگرچه كمی در نور آفتاب ضعیف عمل می كند) و شما می‌توانید در كنار آن از یك نمایشگر چشمی كوچك نیز بهره‌مند شوید. یكی از چشمگیرترین قابلیت‌های G6 امكان جدا شدن و چرخیدن LCD آن در جهات مختلف است. شما می‌توانید LCD آن را بیرون كشیده (همانند دوربین‌های فیلمبرداری) و آن را در زوایای مختلف بچرخانید. در هر حال كیفیت تصویر آن هیچ تغییری نمی‌كند. هرچند استفاده از این LCD نسبت به LCD‌های متحرك تك محوره‌ (مثل نمایشگرهای Nikon'sCoolPix4500 و یا DiMAGE A2) مشكل‌تر است، اما باید پذیرفت كه از نظر كار‌آیی بسیار قوی‌تر از دیگران عمل می‌كند.
وضعیت‌های نمایش در G6 به راحتی توسط یك دكمه جابجایی قابل تغییر است و می‌توانید به سرعت بین دو حالت LCD و نمایشگر چشمی نوری آن (Optical EVF) جابجا شوید. كه البته مثل بسیاری از دوربین‌های دیگر در هنگام نمایش تصویر در LCD این امكان را دارید كه اطلاعات را از روی تصویر حذف كنید یا همزمان آن‌ها را مشاهده كنید. اما مشاهده چه اطلاعاتی؟ G6 نمایش هیستوگرام زنده ندارد؟ بله. هنگامی كه در حال عكاسی در وضعیت دستی
(Manual) هستید چنین هیستوگرامی را كه در دوربین‌های دیگر واقعا نعمت محسوب می‌شود در اختیار ندارید و متاسفانه در G6 این هیستوگرام تنها در حالت نمایش یك‌به‌یك تصاویر و نیز نمایش سریع هر تصویر بعد از گرفتن عكس ظاهر می‌شود كه برای یك دوربین نیمه‌حرفه‌ای شبیه این اصلاً كافی نیست.
اگر شما هم از آن دسته عكاسانی هستید كه به استفاده از دوربین‌های SLR عادت كرده‌اید، احتمالاً به وجود یك نوار دیافراگم عادت كرده‌اید . از همان نوارهایی كه به شما نشان می‌دهد مقدار نوردهی شما بالاتر یا پایین‌تر از حد مجاز است و می‌توانستید با توجه به آن مقدار صحیح دیافراگم را تنظیم كنید. متاسفانه درG6 تنها نشانه مخصوص نوردهی‌ای كه در وضعیت Manual پیدا می كنید یك نشانگر عددی كوچك است كه دو مقدار "بالا" و "پایین" را نشان می‌دهد، و آن هم تنها در حالتی ظاهر می‌شود كه دكمه‌ شاتر را تا نیمه فشار داده باشید.

تأخیر به خاطر نمایشگر
دكمه‌های كنترلی G6 نسبت به مدل G5 چندان تغییری نكرده است. دكمه‌ چرخان تنظیمات (Mode Dial) از بالا به پشت دوربین منتقل شده و چند دكمه دیگر نیز جابجایی‌های ناچیزی داشته‌اند. به‌طوری كه كاربران قبلی را مجبور به تغییر عادت نكند.
چیزی كه در دكمه‌های كنترل دوربین‌های كانن بسیار جالب است این است كه در همه‌ این دوربین‌ها دكمه‌ چرخان تنظیمات اصلی، برخلاف برخی دوربین های دیگر (همانند نیكون) به‌عنوان یك دكمه تغییر حالت نیز به كار می‌رود.
به عنوان مثال برای تغییر وضعیت‌های مختلف فلاش تنها كافی است دكمه‌ فلاش را نگاه دارید تا بتوانید به‌وسیله دكمه‌ چرخان بین حالت‌های مختلف فلاش (عكس تكی، عكس‌های پی‌درپی و یا Self Timer) جابجا شوید. البته چنین قابلیتی می‌تواند به نوعی ضعف G6 نیز محسوب شود. به عنوان مثال G6 وضعیت‌های Red-eye Flash و
Slow-sync را نیز ارائه می‌دهد، اما لازمه استفاده از آن‌ها استفاده از منو است كه واضح است در داخل LCD دیده می‌شود و می‌تواند سرعت عملكرد دستگاه را بگیرد. به عنوان مثال اگر در حالتی كه LCD خاموش است می‌توان تصاویر پی‌درپی را با سرعت 2 فریم بر ثانیه عكس‌برداری كرد، هنگامی كه LCD آن روشن می‌شود به حداكثر 2/1 فریم بر ثانیه تنزل پیدا می‌كند. این مشكل در زمان فیلم‌برداری با G6 نمود بیشتری دارد. همانند بسیاری از دوربین‌ها، فیلمبرداری G6 در وضعیت 480 640X با سرعت 10 فریم بر ثانیه ممكن است، كه همین سرعت پایین نیز تحت تاثیر LCD می‌تواند كمتر نیز بشود. فیلم‌برداری با سرعتی پایین‌تر از این بیشتر به گرفتن چندین شات عكس پی‌درپی شباهت دارد تا یك فیلم معمولی.

آیا G6 مناسب است؟
دیدگاه موشكافانه‌ ما ممكن است به مذاق طرفداران پر و پا قرص كانن خوش نیاید، اما نمی‌توان تنها به دلیل حبوبیت مدل‌های قبلی از طراحی و ارگونومی بد G6 انتقاد نكرد و ضعف‌های نرم‌افزاری آن را نادیده گرفت. از سوی دیگر نیز نمی‌توان به این مطلب اعتراف نكرد كه كیفیت تصاویر G6 در تمام دوربین‌های 7 مگاپیكسلی موجود در بازار فعلی بهتر است و شفافیت رنگ‌های آن آنچنان قوی است كه می‌تواند دوربین‌های هشت مگاپیكسلی مارك‌های دیگر را تحت تاثیر قرار دهد.

Konica Minolta Z3


كونیكامینولتا همیشه به عنوان یكی از مشهور‌ترین سازنده‌های دوربین‌های زوم بالا (Ultra Zoom) محسوب می‌شود و مدل Dimage Z3 نیز به نوعی دنباله‌روی راه مدل‌های قبلی Z1 و Z2 این كارخانه می‌باشد. لنز زوم نوری 21X موجود در این دوربین مطمئنا افرادی را كه به عكاسی از سوژه‌های دوردست علاقه‌مندند راضی خواهد كرد.
ساختن چنین لنزی واقعا یك كار خارق‌العاده محسوب می‌شود. جدای از تمام مشكلات تولید لنز و تكنولوژی بسیار پیشرفته عدسی‌ها، باید به فناوری پردازش تصویر نیز توجه كنید كه برای جلوگیری از انحنای تصویر و به‌وجود آمدن موج مور و تغییر شكل بارل باید تا چه حد پیشرفته باشد. ممكن است در ابتدا تصور كنید كه پولی كه بابت این دوربین می‌پردازید كمی زیاد است، اما مقایسه‌ قدرت لنز این دوربین (420-35 mm) در برابر مارك‌های تولید كننده‌ دوربین‌های زوم بالا همانند پاناسونیك، المپیوس، كانن و فوجی‌فیلم مطمئنا شما را راضی خواهد كرد.

محدوده‌ دیافراگم

بزرگترین دیافراگم ارائه شده در این دوربین F2.8 است كه البته در حالت زاویه كاملاً بسته (TelePhoto) تا دیافراگم F4.5 كاهش پیدا می‌كند كه كاملا قابل رقابت با دوربین‌های رقیب دیگر است (به‌استثنای دوربین Panasonic FZ20 كه در زاویه كاملا بسته دیافراگم F2.8 را در اختیار شما قرار می‌دهد. البته فراموش نكنید كه ابعاد FZ20 تقریبا دوبرابر Z3 است). قابلیت بسیار پیشرفته‌ دیگر Z3، استفاده از سیستم لرزه‌گیر بسیار پیشرفته است. این لرزه‌گیر از فناوری (SIDM (Smooth Impact Drive Mechanism استفاده می‌كند كه بر پایه‌ حركت سنسورهای حركتی اطراف حسگر در جهت خنثی‌سازی شوك‌های حركتی عمل می‌كند. (یعنی حسگر‌های لرزه‌گیری كه در اطراف خود CCD موجودند، هرگونه لرزشی را به سرعت تشخیص داده و CCD را در جهت معكوس حركت می‌دهند. این‌طور تصور كنید كه نگاتیو دوربین بتواند در جهت معكوس حركت كند).
این قابلیت می‌تواند لرزش‌های ناشی از حركت دست را در هنگام استفاده از زاویه‌های بسته خنثی كند و می‌تواند این امكان را به شما بدهد كه در مقایسه با دوربین‌های عادی تا دو یا سه برابر سرعت شاتر را كاهش دهید كه یك قابلیت ضروری برای لنزهای زوم بالا محسوب می‌شود.

فوكوس سریعتر
كونیكامینولتا روی سیستم فوكوس خودكار Z3 بسیار كار كرده است. دوربین‌های دیجیتالی برای فوكوس كردن از روش خواندن متناوب CCD استفاده می‌كنند. در این روش اطلاعات موجود بر روی CCD با سرعتی برابر 50 فریم بر ثانیه خوانده می‌شود كه در Z3 به‌منظور رسیدن به زمانی كمتر به سرعت 100 فریم بر ثانیه رسیده است. كونیكا‌مینولتا ادعا می‌كند كه سرعت فوكوس خودكار Z3 به 15 صدم ثانیه در بازترین زاویه‌ لنز و دو دهم ثانیه در حالت بالاترین میزان زوم رسیده است. البته در نور ضعیف و نیز در هنگام عكس‌برداری از اشیاء دارای كنتراست پایین زمان فوكوس بالاتر نیز می‌رود.

قدرت تشخیص فوكوس
سیستم فوكوس در این دوربین بسیار پیشرفته عمل می‌كند. به عنوان مثال سیستم فوكوس خودكار 5 نقطه‌ای می‌تواند اولویت فوكوس را روی نقاط حاوی رنگدانه‌هایی با رنگ پوست قرار دهد و با این كار امكان فوكوس روی پشت‌زمینه‌ سوژه را در هنگام عكس‌برداری پرتره از بین ببرد. علاوه بر این، اگر وضعیت فوكوس متناوب
(Countinuose Focusing) را فعال كنید، قابلیتی در اختیار شما قرار می‌گیرد كه قابلیت كنترل فوكوس پیشگو
(Predictive Focus Control) نامیده می‌شود و می‌تواند در هنگام عكس‌برداری از سوژه‌های متحرك بسیار مفید باشد. البته اگر مایل به عكسبرداری از سوژه‌های متحرك و صحنه‌های ورزشی هستید شاید بهتر باشد از یك دوربین SLR دیجیتالی استفاده كنید، چراكه احتمالا سرعت پایین 2/2 فریم بر ثانیه شما را راضی نخواهد كرد.
از امكانات قابل توجه دیگر Z3 باید به موتور حركتی جدید لنز آن اشاره كنیم كه نسبت به مدل‌های قبلی تا دو برابر سریع‌تر شده است. وضعیت سوپر ماكرو در این دوربین به شما امكان می‌دهد تا فاصله 1 سانتی‌متری سوژه جلو بروید و نیز وضعیت High Quality فیلمبرداری این دوربین به شما امكان می‌دهد همچون دوربین‌های دیجیتال فیلمبرداری معمولی با تفكیك‌پذیری 640X480 و با سرعت 30 فریم بر ثانیه فیلم بگیرید.

برای حرفه‌ای‌ها چطور؟
Dimage Z3 برای حرفه‌ای‌ها نیز قابلیت‌های متنوعی دارد. قابلیت‌های دیافراگم ثابت، سرعت ثابت و نیز تنظیم سرعت و دیافراگم دستی كه هر كدام به سرعت از منوی انتخاب وضعیت در دسترس قرار می‌گیرند. از جمله این امكانات هستند. كسانی كه نمی‌توانند از این دو قابلیت استفاده كنند نیز می‌توانند همه‌چیز را برعهده سیستم پیشرفته انتخاب موضوعی خودكار Z3 بگذارند (Automatic Digital Subject Program Selection System) . با این قابلیت دوربین، می‌تواند به سرعت نوع وضعیت عكس‌برداری (منظره، پرتره و غیره) را تشخیص داده و انتخاب حالت عكس‌برداری مربوط به آن را به شما پیشنهاد دهد. بدیهی است كه شما می‌توانید هر یك از خصوصیات مربوط به آن وضعیت را قبل از عكس‌برداری تغییر دهید.
امكانات، تكنولوژی و تنوع قابلیت‌ها در Z3 بسیار پیشرفته هستند، اما در هنگام استفاده چطور؟ این همان چیزی است كه احتمالا موجب ناراحتی كاربران حرفه‌ای می‌شود. هر چند كه ارگونومی دوربین هیچ ایرادی ندارد و اتفاقاً خوش‌دستی Z3 بسیار بهتر از دوربین‌های معمولی با بدنه مستطیلی شكل‌شان است. اما بدنه Z3 كمی عجیب طراحی شده و بیش از آنكه یك طرح پیشرفته محسوب شود شبیه یك دوربین فانتزی كودكانه به نظر می‌آید و این همان چیزی است كه كاربران حرفه‌ای به هیچ‌وجه آن را نمی‌پسندند. شاید طراحی این دوربین كمی جلوتر از زمان خودش است!
دكمه‌ اصلی انتخاب وضعیت‌ها و نیز دكمه‌های جهتی، محل و كیفیتی قابل قبول دارند، اما دكمه‌های دیگر كنترلی به شكلی مشخص دارای كیفیت و جنسی سطح‌ پایین هستند.

سرعت عكس‌برداری
با Z3 دیگر از آن زمان های طولانی برای روشن شدن دوربین خبری نیست. از لحظه‌ای كه دكمه‌ روشن و خاموش دوربین را در قسمت پشتی، فشار می‌دهید تا زمانی كه اولین عكس در دوربین ذخیره می‌شود تقریبا زمانی برابر
2 ثانیه طول می‌كشد. به محض فشردن این دكمه لنز دوربین به بیرون می‌جهد و بهتر است به این نكته اشاره كنم كه بیشترین زمان تلف شده برای عكس‌برداری مربوط به فوكوس خودكار است كه در Z3 كمتر از سه دهم ثانیه طول می‌كشد. مثل بسیاری از دوربین‌های دیجیتال كامپكت دیگر این قابلیت همزمان با فشردن (دقیقاً در میانه راه فشردن دكمه‌ شاتر) اتفاق می‌افتد. البته برخلاف بسیاری از دوربین‌های دیگر اصلا احتیاجی نیست برای تكمیل این عملیات صبر كنید. فقط دكمه را فشار دهید و عكس بگیرید.
نمایشگر چشمی الكترونیكی Z3 بسیار خوب كار می كند. اگرچه كیفیت LCD آن برای نمایش همه جزییات تصویر كافی نیست، اما به اندازه‌ كافی شفاف است و در هنگام حركت دوربین یا سوژه مكث بسیار كمی نشان می‌دهد. كنترل زوم چندان خوب نیست. البته همانطور كه گفتیم موتور زوم بسیار سریع عمل می‌كند، اما دكمه‌های مربوط به آن كوچك هستند و در هنگام استفاده چندان راحت در دسترس قرار نمی‌گیرند كه این نكته یك ضعف به حساب می‌آید.

كاربرد دكمه‌ها
البته اگر این انتقاد را نادیده بگیریم، باید بگوییم كه دسترسی دكمه‌ها در Z3 بسیار خوب است و این دوربین در كل، كاربری ساده‌ای دارد. به عنوان مثال برای كم و زیاد كردن مقدار دیافراگم و یا سرعت، در حالت سرعت یا دیافراگم ثابت، می‌توانید از دكمه‌های جهت‌دار بالا و پایین استفاده كنید. در حالت تنظیم دستی دكمه های بالا و پایین برای تغییر زمان سرعت شاتر و نیز دكمه های جهت‌دار برای تغییر دیافراگم استفاده می‌شود. دكمه Info نیز دسترسی سریع به هیستوگرام همزمان را فراهم می كند كه در هنگام عكس‌برداری در حالت دستی بسیار مفید است. در بالای دوربین و تقریبا نزدیك به دكمه تغییر وضعیت، دكمه‌ای برای رفتن به حالت ماكرو وجود دارد و در كنار آن نیز دكمه‌ دسترسی سریع به فلاش قرار گرفته است. هرچند نحوه‌ چیدمان دكمه‌ها بسیار خوب است، اما هنوز هم مجبور هستید برای استفاده از قابلیت های White Balance ، تغییر حساسیت ISO و وضعیت‌های از پیش تعیین شده‌ عكس‌برداری وارد منو‌ها شوید كه در هنگام عكاسی حرفه‌ای نوعی ضعف به شمار می‌رود.

بهترین زوم بالا ؟
كیفیت عكس‌ها چطورند؟ این سؤالی است كه همه كاربران حرفه‌ای درمورد دوربین‌های زوم بالا می‌پرسند. دلیل این مطلب هم ضعف دوربین‌های زوم بالا در تشخیص رنگ‌ها نسبت به دوربین‌های معمولی است. دوربین‌های زوم بالا به دلیل انكسار شدید نور میان لنز‌های پی‌درپی موجب اختلاط رنگ شده و معمولا در ریشه‌یابی رنگ‌های اصلی ضعف نشان می‌دهند. خصوصا هنگامی كه در حالت زاویه بسته عكس‌برداری می كنند. این مشكل در مورد Z3 نیز وجود دارد، البته بیشتر در هنگام عكس‌برداری از سوژه‌هایی با نور‌های انعكاسی شفاف و نیز در سایه‌روشن‌های بسیار پركنتراست بروز می‌كند. البته اگر بخواهیم صادق باشیم، هیچ‌كدام از دوربین‌های زوم بالا نیستند كه چنین مشكلی را نداشته باشند.
نهایتاً این‌كه Dimage Z3 یك دوربین مناسب است. كیفیت تصاویر واقعا خوب است. تشخیص جزییات تصویر با در نظر گرفتن حسگر چهار مگاپیكسلی آن در حد متوسط است (میزان تولید نویز آن نیز همین‌طور است). قدرت تشخیص رنگ و بازسازی رنگ‌ها بسیار خوب است و چگالی رنگ‌های دریافتی در حد قابل قبولی قرار دارد.



Digimax V6


سامسونگ، شركت بزرگ كره‌ای كه این روزها همه نوع محصول از روغن ترمز ماشین گرفته تا پخش‌كننده‌های دیجیتالی را روانه بازار‌های جهانی كرده‌است، در حال ورود به دنیای دوربین‌های دیجیتالی است. دنیایی كه تا پیش از این با انحصار‌طلبی تنها اجازه‌ كار به نام‌های معتبر و پرسابقه دوربین‌سازی را می‌داد، امروز تحت‌تأثیر محصولات ارزان این شركت قرار گرفته است. بدون شك قیمت‌های پایین محصولات این شركت در مقایسه با شركت‌های رقیب می‌تواند تأثیر زیادی روی تصمیم خریداران بگذارد.
اما مدل اخیر شش مگاپیكسلی سامسونگ محصولی متفاوت است. گذر از دنیای دوربین‌های ارزان قیمت و تبلیغات گسترده‌ این شركت برروی مگا‌پیكسل‌ به نظر هدفی دیگر را پیش رو دارد. هرچند كه دوربین‌ها و گوشی‌های تلفن دوربین‌دار این شركت تا پیش از این تنها مخصوص آماتورها ارائه می‌شد، اما شش مگاپیكسل یعنی ورود به دنیای حرفه‌ای‌ها. آیا سامسونگ واقعاً همان‌طور كه ادعا می‌كند یك دوربین حرفه‌ای به بازار ارائه كرده است؟

چه چیزی جدید است؟
اگر واقعاً انتظار دارید تفاوتی كلی بین این دوربین و مدل‌های قبلی سامسونگ ببینید باید بگویم كه متاسفانه مایوس خواهید شد. V6 بسیار شبیه دوربین‌های سری V قبلی است. تنها بدنه‌ای آلومینیومی آن كمی خوش‌دست‌تر شده و پنل خاكستری تیره‌ آن نیز وجهه‌ای حرفه‌ای‌تر به دوربین می‌دهد و به این خاطر كه هیچ تردیدی در مقدار "مگا‌پیكسل" آن نكنید، روی بدنه دوربین در دو محل متفاوت عبارت 6 مگاپیكسل آورده شده است.
V6 دقیقا مثل انواع قبلی، بدنه‌ای باریك و بلند دارد. بدنه خوب طراحی شده و هنگامی كه آن را در دست می‌گیرید بسیار خوش دست است و لرزش دوربین در پایین‌ترین حد ممكن است. در قسمت جلو متوجه یك نام معتبر می‌شوید. Schneider Kreuznach مارك‌ معتبر سازنده عدسی‌های دوربین است كه برای بسیاری از شركت‌های معتبر دوربین‌سازی لنز تولید می‌كند و همچون مدل‌های قبلی V4 و V5 ، سازنده‌ لنز Digimax V6 نیز است. البته باید گفت كه ساخت این لنز توسط خود كارخانه‌ Schneider نیز آنچنان قابل قبول نیست. ممكن است سامسونگ هم به نحوی از روش سونی استفاده كرده باشد. هرچند كه در مورد دوربین‌های سونی گفته می‌شود كه لنز‌ها ساخته‌ Carl Ziess (سازنده‌ معروف عدسی) است، اما در حقیقت این لنز‌ها را خود سونی می‌سازد و در نهایت به تأیید كارل زایس می‌رساند. در مورد سامسونگ نیز احتمالا همین‌طور می‌باشد.

فلاش
V6 دارای یك فلاش خیلی خوب در قسمت جلویی است كه می‌تواند تا برد 3 متر جوابگو باشد. هرچند چنین بردی معمولا موجب ایجاد قرمزی چشم نمی‌شود، اما باز هم سامسونگ ترجیح داده قابلیت رفع قرمزی چشم را نیز همراه فلاش ارائه دهد. امكاناتی همچون Slowsync و Fill-in نیز جزو تنظیمات جانبی فلاش هستند.
در پنل بالایی دوربین دكمه‌ شاتر و دكمه كشویی خاموش و روشن دوربین قرار دارد. برای روشن كردن دوربین باید این دكمه كشویی را به سمت راست بكشید تا پس از مكث كوتاهی دوربین روشن شود. این نكته می‌‌تواند نسبت به دوربین‌هایی كه با فشار دكمه‌ شاتر روشن می‌شود (و معمولا بارها و بارها به‌طور اتفاقی عكس نیز می‌گیرند) یك مزیت باشد. برجستگی‌های روی این دكمه‌ موجب می‌شود كه هیچ مشكلی برای پیدا كردن آن در تاریكی نداشته باشید. زمان شروع به كار دوربین كند است و چیزی حدود چهار ثانیه طول می‌كشد تا شروع به كار كند. كه البته همین زمان طولانی هم می‌تواند با كاهش یافتن نیروی باطری، طولانی‌تر نیز بشود. همچنین V6 هربار با راه‌اندازی دوربین اقدام به شارژ فلاش می‌كند و این موضوع اصلا در نظر گرفته نمی‌شود كه آیا شما قصد استفاده از فلاش را دارید یا خیر.

دكمه‌ها
بیشتر دكمه‌های كنترلی V6 در قسمت پشت دوربین واقع شده‌اند. نحوه قرارگیری دكمه‌های كنترلی خوب است و دسترسی به آنها را ساده‌تر می‌كند. از بالا به پایین در ابتدا یك دكمه‌ چرخان تعیین وضعیت وجود دارد (Mode Wheel) ، كه در آن وضعیت‌های Auto یا خودكار ، A/S/M كه مخصوص حالت‌های دستی و تغییر دیافراگم و سرعت است Night ،Movie ،Audio یا عكاسی در شب و نیز Scene یا حالت‌های از پیش تعیین شده‌ عكاسی وجود دارد. البته برای دسترسی به نوع وضعیت‌های A/S/M (دیافراگ متغیر، سرعت متغیر و یا هر دو متغیر) باید روی وضعیت كلی A/S/M رفته و از منوی دوربین انتخاب كنید كه كدام وضعیت را نیاز دارید. این موضوع برای كاربر حرفه‌ای كمی مشكل است، البته احتمالا كاربران سامسونگ بیشتر روی وضعیت Auto كار می‌كنند و آنچنان برایشان مهم نیست كه وضعیت‌های دستی از هم جدا باشند. حالت‌های از پیش تعیین شده خوبی نیز ارائه شده است كه شامل Portraits ،Landscape و FireWorks می‌شود.
كنار دكمه چرخان وضعیت‌ها، دكمه‌های زوم قرار گرفته است. سرعت عملكرد این دكمه‌ها خوب است. در حالت پیش‌نمایش تصاویر نیز همین دكمه‌ها می‌تواند برای زوم كردن روی تصویر استفاده شود.
زیر دكمه چرخان، دكمه‌های جهت‌دار قرار دارند كه مثل بسیاری دیگر از محصولات سامسونگ كاربری خوبی دارند. دسترسی به امكانات ضروری عكس‌برداری مثل فلاش، وضعیت ماكرو، و یا تنظیمات مربوط به Self-Timer از طریق همین دكمه‌ها در دسترس قرار می‌گیرند. بسیاری از ما دوست داریم كه فلاش همیشه روشن یا خاموش باشد و یا مثلاً همیشه و مسلم است كه پیش‌گزینه‌هایی مربوط به حفظ این تنظیمات در دوربین بسیار مفید است.

كوچك‌بینی!
این همان نامی است كه من برای صفحه‌ نمایشگر كوچك سامسونگ انتخاب كرده‌ام! صفحه نمایش5/1 اینچی برای دوربینی با تفكیك‌پذیری 6 مگاپیكسل واقعاً نامناسب است. فوكوس كردن در چنین ابعادی بسیار مشكل است و نیز شیشه صیقلی و برجسته‌ LCD موجب دید كمتر در هنگام نمایش تصویر می‌شود. تصور من این است كه نسخه‌های آینده‌ این دوربین تغییرات عمده‌ای در جهت بهبود این نمایشگر خواهد داشت.
در سمت چپ نمایشگر سه دكمه قرار گرفته است كه جهت دسترسی سریع به فوكوس دستی، تنظیمات مربوط به میزان نوردهی و نیز خاموش و روشن كردن نمایشگر است كه دسترسی خوبی دارند و نقطه قوت دوربین به‌شمار می‌روند. این دكمه‌ها در حالت پیش نمایش تصویر می‌توانند برای كنترل نمایش تصاویر متحرك (فیلمبرداری) و نیز حذف سریع تصاویر به كار روند.
نكته ناراحت‌كننده‌ دیگر جنس پلاستیكی دكمه‌های جهت‌دار است. هرچند كه به نظر می‌آید خوب نصب شده‌اند ولی به احتمال زیاد جنس آن در مقابل فشار‌های عصبی عكاسان دوام نمی‌آورد و خیلی زود می‌شكند. شاید بهتر بود این دكمه‌ را از یك جنس فلزی می‌ساختند.

مصرف یا مصرفی؟
اولین چیزی كه در هنگام استفاده از دوربین متوجه آن می‌شوید مدت زمان نسبتا طولانی روشن شدن دوربین می‌باشد. زمانی چهار ثانیه‌ای كه احتمالاً به دلیل استفاده این دوربین از تنها دو باطری AA می‌باشد. البته اگر بخواهید می‌توانید از یك باطری CR-V3 یا باطری‌های قابل شارژ اختصاصی خود سامسونگ نیز استفاده كنید. واضح است كه می‌توانید باطری‌های Ni-Mh و یا Ni-Cd خودتان را نیز به كار ببرید.
كارت مورد استفاده V6 از نوع SD است و احتمالا خوشحال می‌شوید اگر بگویم برخلاف بسیاری از دوربین‌های تفكیك‌پذیری بالا، V6 یك حافظه 36 مگابایتی دارد كه می‌توانید یك عكس با فرمت TIFF و یا 9 عكس با كیفیت فوق‌العاده (SuperFine) را روی آن ذخیره كنید. البته زمان ذخیره‌ تصاویر كمی طولانی است و در زمان انتقال به مدت چند لحظه صفحه‌ نمایشگر تاریك شده و دوباره فعال می‌شود. هرچند ممكن است بار اولی كه از دوربین استفاده می‌كنید این مسأله به نظرتان عجیب بیاید اما مثل بسیاری از خصوصیات دور از انتظار Digimax V6 به این ایراد نیز به سرعت عادت می‌كنید. این دوربین نمی‌تواند جوابگوی انتظارات عكاسان حرفه‌ای باشد، اما به عنوان یك دوربین خانگی بسیار مورد قبول خواهد بود.

كیفیت تصویر
نكته‌ای كه موجب افت كیفیت تصویر می‌شود مسأله‌ پردازش تصویر است. ممكن است تصور كنید كه وجود حسگر پرقدرت شش مگاپیكسلی در كنار لنز ساخته Schneider Kreuznach دیگر هیچ جایی برای انتقاد نمی‌گذارد. اما دلیل انتقاد ما اغراق پردازشگر سامسونگ در بازسازی تصویر گرفته شده می‌باشد. الگوریتم بازسازی عكس در V6 زیاده از حد تر و تمیز است! نقاط موجود در روی عكس زیادی با هم تركیب می‌شوند و نواحی حاوی رنگ بیش از اندازه خالی از نویز است. ممكن است در نظر كاربر خانگی این مساله یك مزیت به‌حساب آید اما از نظر یك عكاس حرفه‌ای، تصاویر، زیادی لطیف و ملایمند و این خود یك ضعف محسوب می‌شود. چرا كه موجب از دست رفتن بسیاری از جزییات می‌شود. با V6 نمی‌توانید تصاویر سایه روشن با كنتراست شدید یك دوربین نگاتیوی را ایجاد كنید.

توانایی رنگی
یكی از نقاط قدرت V6 در بازسازی رنگ‌هاست. رنگ‌های تولید شده توسط CCD قدرتمند این دوربین واقعا شما را شگفت‌زده می‌كند. تنالیته رنگ صورت، رنگ برگ‌ها در تصاویر مناظر، و نیز رنگ‌های قرمز خوب بازسازی می‌شوند. هرچند رنگ‌های آبی كمی به زرد متمایل‌اند، اما در كل رنگ‌ها كاملا زنده و شادابند.
وضوح كلی تصویر در عكس‌های خروجی V6 چندان دلچسب نیست. البته این مشكل تنها مختص به این دوربین نیست و اكثر دوربین‌ها با چنین مشكلی دست‌به گریبان هستند و شما چاره‌ای ندارید مگر اینكه عكس‌های گرفته شده را با یك نرم‌افزار ویرایش تصویر واضح‌تر كنید.

و در نهایت
Digimax V6 دوربین خوبی است. با همه‌ خوبی‌ها و بدی‌ها قابلیت‌های مناسبی را ارائه می‌دهد كه برای یك كاربر خانگی بسیار مناسبند. فراموش نكنید پولی كه بابت این دوربین شش مگاپیكسلی می‌پردازید به هیچ وجه قابل مقایسه با قیمت مارك‌های معتبر سازنده دوربین نیست. سامسونگ با همین روش در بسیاری از حوزه‌های تخصصی تكنولوژی نفوذ كرده است. بازخورد مشتریان گویای این نكته است كه آنها چندان هم ناراضی نیستند.



نوع مطلب :
برچسب ها :

اول عکس بگیر بعد پردازش کن

این دوربین کوچک ۴۰۰ دلاری شرکت Lytro از تکنولوژی بهره برده است که بنیانگذار شرکت اپل، “استیو جابز” به آن علاقه زیادی داشت و برای استفاده از این فناوری در گوشی های آی-فن خود به صورت مداوم با شرکت Lytro ملاقات می کرد.

این دوربین کوچک ابتدا عکس را در هر حالت و موقعیتی به ثبت می رساند و سپس عکاس می تواند ایرادهای آن را به راحتی برطرف کرده و بخشهای ناواضح آن را واضح سازد. زمانی که تصاویر به ثبت رسیده توسط این دوربین در نمایشگر رایانه، لپ تاپ یا تبلت نگاه کنید، تصویری ثابت مشاهده نخواهید کرد، بلکه این تصاویر به صورت متحرک ثبت می شوند و عکاس می تواند هر عنصری از عکس را تغییر دهد تا شفافیت و وضوح مورد نظر خود را به دست بیاورد.

از نگاه بسیاری از متخصصان، این دوربین در صنعت عکاسی تحولی بزرگ ایجاد کرده است. عده ای نبودن نور فلش را در این دوربین به عنوان ضعف بزرگ آن عنوان کرده اند، اما اکثر متخصصان تکنولوژی جدید آن را عامل برتری آن نسبت به بسیاری از دوربینهای موجود در بازار می دانند.

این دوربین تمامی نوری که در برابر لنزش قرار دارد را ذخیره کرده و اطلاعات دریافتی را آماده پردازش ثبت می کند. زمانی که کاربر درباره منطقه مورد نظرش از عکس که به وضوح و شفافیت نیاز دارد، تصمیم گرفت می تواند عکس را با قالب JPEG ذخیره کند.

این دوربین دارای مجموعه ای از لنزهای کوچک است که تمامی نورهای محیط را جذب کرده و تمامی تصاویر مقابل لنز را به صورت همزمان در هر نقطه کانونی که باشند به ثبت می رساند. این لنزها حجم وسیعی از اطلاعات از قبیل رنگ و نور، موقعیت و جهت پرتوهای نوری را به ثبت می رسانند.

بر اساس گزارش پاپ ساینس، نرم افزار داخلی دوربین این اطلاعات را به تصویری سه بعدی و متحرک تبدیل کرده و به این شکل عکاس می تواند نقطه مورد نظر برای تمرکز و وضوح را انتخاب کند. همچنین می توان تصاویر به ثبت رسانده توسط این دوربین را بدون نیاز به استفاده از ابزاری خاص به صورت سه بعدی نمایش داد.

دوربین کانن ۵D Mark III

شرکت کانن در نهایت در بیست و پنجمین سالگرد سیستم EOS خود نسخه ارتقا یافته از دوربین ۵D خود را با قابلتی تصویربرداری و عکاسی با وضوح تصویری ۲۲ مگاپیکسل و با قیمتی گزافتر رونمایی کرد.

این دوربین ترکیبی از فناوری های عکاسی روز است و شاید در ظاهر به دوربینهای پیشین کانن شباهت داشته باشد، اما درون آن تغییرات بزرگی را تجربه کرده است. دوربین جدید کانن به نمایشگری ۳٫۲ اینچی، پردازشگر Digic 5، حسگر CMOS 22.3 مگاپیکسلی، سیستم ۶۱ نقطه ای مشبک تراکم بالای فوکوس خودکار، دو جایگاه برای کارتهای حافظه مجهز است و دامنه حساسیت یا ISO آن از محدوده ۵۰ تا ۱۰۲ هزار و ۴۰۰ به ۱۰۰ تا ۲۵ هزار و ۶۰۰ افزایش پیدا کرده است.

همچنین این دوربین می تواند در قالب HD و با دامنه حساسیت ۱۰۰ تا ۱۲۸ هزار تصویربرداری کند. این دوربین امکان کنترل سطح صدا را در زمان تصویربرداری به وجود آورده و به علاوه برای اولین بار به درگاه هدفن مجهز است و تصویربردار می تواند در هنگام تصویربرداری صدا را از طریق هدفن بشنود.

بر اساس گزارش engadget، پردازشگر این دوربین سرعت پردازش تصاویر را ۱۷ برابر بیشتر از مدلهای پیشین دوربینهای کانن ساخته و به عکاسان امکان می دهد عکسهای فرمت RAW خود را در وضوح تصویری ۱۰٫۵ و ۵٫۵ مگاپیکسل برای عکسهایی که به چاپ در ابعاد بزرگ نیازی ندارند، و ۲۲ مگاپیکسل برای عکسهایی که در قطع بزرگ چاپ می شوند، به ثبت برسانند.  





نوع مطلب :
برچسب ها :
13 اسفند 90 :: نویسنده : مسعود گودینی

تاریخچه

در قرنهای ۱۱ تا ۱۶ بشر از یک اتاقک تاریک (دوربین اولیه) به‌عنوان چیزی شبیه به دوربین استفاده می‌کرد. برای این منظور اتاق مکعب مستطیل کوچکی را که هرگز نوری به درون آن راه نمی‌یافت، آماده می‌کردند، در وجه جلوی آن سوراخی به قطر تقریبی یک میلیمتر ایجاد می‌کردند، بدین ترتیب تصویر مناظر روبروی وجه دارای سوراخ روی دیوار یا پرده در وجه مقابل سوراخ در داخل اتاق منعکس می‌نمودند. این تصویر یه صورت معکوس و بسته به قطر سوراخ وضوح بیشتر یا کمتری داشت به صورتیکه هرچه قطر سوراخ کمتر بود، وضوح بیشتر و یا به عکس با افزایش قطر سوراخ تصویر روشنتر با وضوح کمتری حاصل میگشت.البته این دستگاه بیشتر برای نمایش و نقاشی به کار میرفت و نقاشان اروپایی با نشاندن سوژه در جلوی سوراخ یا قرار دادن اطاقک در روبروی مناظر و نصب پرده بوم در قسمت داخلی روبروی سوراخ، مناظر روبرو را نقاشی میکردند(خود نقاش درون اطاقک قرار داشت)این دستگاه هرگز کار عکاسی را انجام نمی‌داد.مخترع اطاق تاریک دانشمند مسلمان حسن ابن هیثم بود که در مکتوبات لاتین به پدر علم مدرن اپتیک (الحسن) معروف میباشد.

نخستین دوربین بنابر عقیده اروپاییان به دست نیوتن ابداع شد که به رابرت ون لی ون هوک نیز نسبت داده می شود.البته گفتنی است عدسی یا همان لنز را ابن هیثم بسیار پیش از ایشان می ساخته و از فروش آن کسب و کار داشته است.

نحوه کار دوربین‌های اولیه

در سال ۱۵۶۸ دانیلو باربارو این اتاقک تاریک را با یک عدسی و یک دریچه قابل تغییر مجهز نمود. بدین وسیله می‌توانست تصاویر را واضحتر به درون اتاق منعکس کند. در سال ۱۸۰۲ توماس وج وود و همچنین همفری دیوی با استفاده از کاغذ مخصوص تصاویر غیر ثابتی بدست آوردند. این کاغذ آغشته به محلولی بود که هرگاه در برابر نور آفتاب قرار می‌گرفت، رنگ اصلی خود را از دست می‌داد و به کلی سیاه می‌شد. آنگاه چون بر روی این کاغذ تصویر یا جسمی را قرار می‌دادند، قسمت‌هایی که از تابش نور مصون مانده بود، به رنگ خود باقی می‌ماند و اما سایر قسمت‌های کاغذ سیاه می‌شد. بدینگونه شبح نوری از اجسام بر روی آن کاغذ عکاسی می‌شد. با این روش تصویری بدست می‌آمد که آن نیز به مجرد نور دیدن، رنگ خود را از دست می‌داد و کاغذ یکپارچه سیاه می‌شد.

سیر دگرگونی و رشد

در سال ۱۸۱۶ جوزف نییپس با یک جعبه جواهرات یک دوربین بسیار ابتدایی ساخت و آن را با ذره بین، میکروسکوپ نوری مجهز نمود. با این دستگاه او می‌توانست فقط عکسهای منفی بردارد. سرانجام ویلیام تالبوت نخستین کسی بود که توانست عکسهای مثبت هم بردارد، عکسهایی که ثابت و دائمی هم باقی می‌ماندند. این رویداد در سال ۱۸۳۵ رخ داد. در سالهای بعد دوربینهای پیشرفته‌ای به بازار عرضه شده و می‌شود.

ساختمان دوربین عکاسی

 
تصویر قسمتهای مختلف یک دوربین تک لنز را نشان میدهد
1 - لنز دوربین
2 - نگهدارنده لنز
3 - دیافراگم
4 - -
5 - فیلم عکاسی
6 - -
7 - شاتر
8 - دکمه کنترل سرعت عکسبرداری
۹ - -
10 - چشمی
11 - -
12 - حلقه فوکوس

دوربین عکاسی از یک اتاقک تاریک تشکیل شده که بر جدارهای آن یک عدسی محدب با فاصله کانونی ثابت قرار دارد. در جدار مقابل این عدسی فیلم و بین فیلم و عدسی دیافراگم وجود دارد. علاوه بر این دوربین به دستگاه تنظیم فاصله (مسافت یاب نوری)، شاتر یا بندان، نورسنج (طیف سنج نوری) و منظره یاب مجهز است.

طرز کار دوربین عکاسی

در هنگام عکسبرداری عدسی دوربین را جلو و عقب می‌بریم تا آنکه در منظره یاب تصویر واضحی از جسم مورد نظر دیده شود. در این حالت تصویری حقیقی و معکوس می‌تواند روی فیلم تشکیل شود که با فشار دکمه دیافراگم باز می‌شود و نور در مدت مشخص به فیلم می‌رسد و تصویر جسم را روی آن بوجود می‌آورد. در دوربین‌های مدرن به جای فیلم یک حسگر تصویر قرار دارد.

فیلم عکاسی

فیلم عکاسی به گونه خاصی تهیه شده‌است یعنی آنکه مواد شیمیایی خاصی در بر دارد که نور می‌تواند بر آنها اثر بگذارد و تصویر خارجی بر آن نقش ببندد. یکی از بهترین روشهای عکسبرداری (نورنگاری)، آشکارسازی تابش به‌وسیله دانه‌های املاح هالوژنی نقره‌است. چرا که برای حساس کردن یک بلور هالوژنی نقره تنها چند فوتون کافی است. پس از آنکه یک فیلم نوردهی شد، مقدار تیرگی حاصل در یک خاص به عوامل زیر بستگی دارد:

  • تابندگی به منظور نور دهی
  • طول موج تابش
  • مدت زمان نور دهی
  • شرایط ظهور فیلم
  • سازوکار ضبط تصویر روی فیلم

انرژی لازم برای تبدیل برومور نقره یا یدور نقره به نقره عنصری از ماده شیمیایی مورد استفاده در فرآیند ظهور فراهم می‌شود. پیش از ظهور اطلاعات بصورت یک تصویر نهان به شکل دانه‌های حساس شده روی شیشه یا فیلم ذخیره شده‌است. از ظاهر کردن فیلم یک تصویر منفی(نگاتیو) بدست می‌آید. نگاتیو یعنی خلاف آنچه در صاحب تصویر دیده می‌شود. پس بنابراین قسمت‌های روشن صاحب تصویر بر روی فیلم تیره می‌افتد و برعکس قسمت‌های تیره آن بصورت روشن نقش می‌بندد.

چون دانه‌های املاح هالوژنی نقره به تنهایی فقط به نور آبی و نور فرا بنفش نزدیک حساسند، باید مواد رنگی یا رنگیزه‌هایی به آنها افزوده شود تا تابش بخش‌های دیگر بیناب را جذب کنند و برای حساس کردن دانه‌ها، مسیر فراهم آورند. فیلمهای فرو سرخ هم موجودند، ولی باید با مراقبت ویژه نگهداری شوند. چون به سبب حساسیت به گرما خیلی زود آسیب می‌بینند.

چاپ عکس

در مرحله چاپ فیلم، عکس مثبت (پوزیتیو) بدست می‌آید. پوزیتیو یعنی تصویری که درست مانند خود صاحب تصویر است. برای تهیه عکس مثبت، فیلم را بر روی کاغذ مخصوصی قرار داده، سپس از روی آن نوری را عبور می‌دهند. در نتیجه قسمت‌های تیره فیلم بر روی کاغذ، روشن و قسمت‌های روشن آن نیز تیره چاپ می‌شود. چنین تصویری درست مطابق همان شخص یا چیزی است که قبلا با دوربین عکس آنها را بصورت نگاتیو برداشته بودیم.

انواع دوربین عکاسی

  • آنالوگ
  • دیجیتال

دوربین آنالوگ

دوربینی است که بوسیلهٔ دست و یا دستگاه‌های مکانیکی خودش تنظیم می‌شود و دارای فیلم است.قابل ذکر است که این دوربین‌ها کیفیت بهتری نسبت به دوربین‌های دیجیتال دارند.

دوربین دیجیتال

دوربینی است که اطلاعات تصویر را بصورت ارقام عددی در نوعی ازحافظه کامپیوتری ذخیره مینماید. نحوه-ی کار دوربین‌های عکاسی دیجیتال بسیار مشابه کا دوربین‌های فیلمیِ قدیمی است. نور پس از عبور از لنز بر روی صفحه-ی حساس به نور می‌تابد. در دوربین‌های دیجیتال این صفحه-ی حساس یک «سنسور» الکتریکی است که همانند صفحه مانیتور (اما در جهت عکس) میزان فوتون‌های تابیده شده را به صورت یک جریان الکتریکی کالیبره شده به یک دستگاه مبدل می‌فرستد. مبدلِ آنالوگ به دیجیتال هم به نوبه-ی خود این اطلاعات را برای هر پیکسل به صورت عددی ما بین ۰-۲۲۵ (میزان روشنایی هر پیکسل) به کارت ذخیره سازی ارسال می‌کند. اطلاعات مربوط به تمام پیکسلهای یک سنسور که حتی به ۱۶ میلیون هم در برخی دوربینهای تخصصی-تر می‌رسد، در کنار هم کلیت تصویر ضبط شده را می‌سازند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
13 اسفند 90 :: نویسنده : مسعود گودینی
کانن

رزولوشن 16 مگاپیکسل زوم اپتیک 3x مانیتور 3 اینچ متحرک فیلمبرداری Full HD

Fujifilm HS20  مشخصات دوربین دیجیتال فوجی :
• مانیتور 3 اینچ چرخشی
• رزولوشن 16 مگاپیکسل
• مجهز به پردازشگر CMOS
• قابلیت تشخیص چهره تا 10 نفر
• قابلیت درج نام برای اشخاص روی تصاویرشان تا 8 نفر بطوریکه با تشخیص چهره اگر سوژه جزو این 8 نفر باشد نام وی را نشان می دهد.


• مجهز به فوکوس پیاپی وتشخیص سگ و گربه
• قابلیت Auto Release به محض تشخیص چهره شاتر را تنظیم می کند
• قابلیت فیلمبرداری Full HD
• قابلیت Favorite Ranke : می توانید عکسهای خود را از 0 تا5  بر اساس علاقه درجه بندی کنید
• قابلیت نمایش تصاویر بصورت Slide Show
• قابلیت نمایش تصاویر بصورت بندانگشتی Thumbnail
• جستجوی تصویر : By Date : عکس ها را بر اساس تاریخ نمایش می دهد.
By Face : عکس هایی را که در حالت های Auto یا SR Auto گرفته شده است را بر اسا س نوع صحنه مثل : پرتره، منظره،ماکرو یا منظره شب نمایش می دهد
 By type of data : عکس ها را بر اساس نوع اطلاعاتشان مثل : Still photo یا تصاویر ویرایش شده و یا فیلم های Footage نمایش می دهد.
By Scene  : نمایش تصاویر طبق نوع صحنه مانند منظره – ماکرو ...
By Faivorite Rank : نمایش تصاویر بر اساس نمره 0-5 که به عکس داده اید

• دارای Photobook Assist : قابلیت Photo Assist با استفاده از این قابلیت آلبومی در دوربین ساخته می شود که می توانید عکس های دلخواهتان را که علامت زده اید در این آلبوم قرار دهید
• اتوفوکوس با عملکرد سریع
• زوم اپتیک با بزرگنمایی 30x  لنز واید 24-720mm 
• مجهز به سیستم پیشرفته برای تار نشدن تصویر
• مجهز به لرزشگیر دست و ضد قرمزی چشم
• دارای AF اتو فوکوس با سرعت بالا
• عکاسی پیاپی با سرعت بالا
• ضبط فیلم با سرعت بالا
• مجهز به فلاش فوق هوشمند 
• قابلیت عکاسی پانوراما 360 درجه

• دارای حالت عکاسی Best frame ، دکمه شاتر را تا نیمه فشار داده و دوربین بطور خودکار 11 فریم را با رزولوشن 8 مگاپیکسل ذخیره می کند و سپس دکمه را بطور کامل فشار داده تا 16 فریم دیگر را نیز ثبت کند



• دارای حالت عکاسی Super Macro یک سانتیمتر برای عکاسی نزدیک از گلها، قطره باران و... و دیگر نیازی به لنز های مخصوص این نوع عکاسی ندارید


• مجهز به ویژگی EXR Auto  که 27 نوع صحنه را شناسایی می کند
• قابلیت پیشرفته تشخیص صحنه : دوربین بطور خودکار قابلیت شناسایی 10 نوع پایه ای صحنه را دارد و سپس سوژه و نور را چک می کند. EXR Auto  نیز بطور دقیق مشخص می کند که دوربین را برای چه نوع صحنه ای تنظیم کند و همچنین نوردهی، تراز سفیدی، فوکوس، رنگ و تنالیته را بهتر می کند
• حالت فوکوس حرفه ای همراه با تشخیص چهره : با یک فشار دکمه شاتر دوربین با نوردهی روی سوژه فوکوس می کند و سپس با میزان نوردهی مختلف در دیگر نقاط  فوکوس می کند.در نهایت تصویر سوژه فوکوس شده و واضح است و پشت سوژه حالت محو دارد.
• حالت عکاسی حرفه ای Low Light مناسب برای عکاسی از سوژه های ثابت و بدون حرکت در شبکه در این حالت دوربین بطور خودکار4 عکس با نویز کم و حساسیت بالا می گیرد سپس با هم ترکیب کرده و به یک عکس تبدیل می کند
• حالت عکاسی Film Simulation : تنها با فشار یک دکمه می توانید 3 نوع عکس PROVIA, Velvia و  ASTIA
کپی شود
• حالت عکاسی Dynamic Range Bracketing : با فشار دکمه شاتر 3 عکس با محدوده دینامیکی مختلف گرفته می شود


دوربین دیجیتال فوجی HS20 مجهز به 3 نوع حسگر است که می توانید از طریق این سه حالت به حسگر دلخواه دسترسی داشته باشید : 
HR :
  مناسب برای عکاسی در نور کافی
SN : مناسب برای عکاسی در شب یا در محیط های تاریک
DR : مناسب برای عکاسی در نور شدید خورشید و سایه های زیاد


 مجهز به دکمه های تنظیم اختصاصی برای دسترسی سریع و راحت به تنظیمات :
AF C/S/M Button : این کلید بین فوکوس خودکار، پیاپی و تنظیم دستی ارتباط ایجاد می کند
WB Button : این کلید تراز سفیدی را بهتر می کند
AE Button : برای تنظیم میزان نوردهی
AF Button : برای تنظیم سریع فوکوس خودکار
Movie REC Button : ضبط فیلم HD بصورت 30 فریم در ثانیه با صدای استریو
Electronic Viewfinder With Eye sensor : چشمی الکترونیکی با حسگر چشم 
Histogram Display : قابلیت تنظیم نور قبل از گرفتن عکس
 ISO Button : این کلید تنظیم حساسیت دوربین را برای عملکرد بهتر در محیط های کم نور به عهده دارد


Horizon Level : قابلیت تنظیم کادر بصورت افقی


RAW Button : قابلیت ذخیره اطلاعات با فرمت های JPEG و RAW

 

با استفاده از دوربین دیجیتال Fujifilm HS20 می توانید از ماه عکس های زیبایی بگیرید:



 

 

 

 

 زوم 30 برابر
دوربین دیجیتال FinePix HS20EXR تا 30 برابر قابلیت زوم کردن دارد که معادل فاصله کانونی 35 میلی متر یا 24 – 720 میلی متر سوپر واید است. این دوربین به لنز های فوق العاده با کیفیت Fujinon مجهز است که حتی می توانید به راحتی به صورت دستی لنز دوربین را برای هر عکس تنظیم کنید.
دوربین دیجیتال FinePix HS20EXR مجهز به فناوری کاهش تاری تصویر  است. در واقع یکی از مشکلات بزرگ در عکاسی لرزش تصویر در زوم کردن است. لرزشگیر دوگانه تصویر Dual Image Stabilization در کنار سنسور سیماس در ISO  بالا بسیار خوب عمل می کند و از تاری عکس جلوگیری می کند. این دو تکنولوژی در کنار هم باعث می شوند که شما عکس های بسیار شفاف و واضحی را حتی در زوم بالا و شرایط نورپردازی نامناسب داشته باشید. ابتدا سنسور EXR CMOS  هنگام عکاسی لرزش ها را از نادیده می گیرد و سپس با استفاده از پیکسل فیوژن Pixel Fiusion حساسیت آن بالا رفته و سرعت شاتر افزایش می یابد و در آخر EXR Auto با استفاده از تکنولوژی Advanced Anti-blur  که یکی از ویژگی های دوربین دیجیتال HS20 است، 4 عکس پی در پی گرفته می شود و از ترکیب آنها یک تصویر کاملاً شفاف و بدون هیچ گونه تاری خواهید داشت.



فیلم برداری Full HD
دوربین دیجیتال جدید فوجی تنها برای عکاسی مناسب نیست، شما می توانید با استفاده از HS20EXR فیلم های با کیفیت Full 1080p HD و با فرمت H.264 (MOV) و با صدای استریو داشته باشید. این نوع فرمت حجم کمتری نسبت به AVI دارد و در برنامه های بیشتری قابل استفاده است. به علاوه می توانید این فرمت را به راحتی در وب سایت های مختلف آپلود کنید.



نوع مطلب :
برچسب ها :

اگر به تازگی یک دوربین دیجیتال حرفه ای یا همان SLR خریداری کرده و امکانات مختلف آن شما را گیج کرده، و درگیر فهمیدن تمام اصطلاحات فنی که در صنف عکاسان معمول است شده اید، پیشنهاد می کنیم نگاهی به مقاله حاضر که شامل اصول اولیه عکاسی، آشنایی با طرز کار دوربین دیجیتال، و راهنمای گرفتن عکس های بهتر به کمک نکات فوق است بیاندازید.

همه چیز در علم عکاسی بر پایه علم اپتیک است- علمی که به بررسی رفتار نور وقتی که دچار شکست، خم شدن، و به دام افتادن توسط مواد حساس به نور مانند فیلم عکاسی یا  سنسورهای نوری در دوربین های دیجیتال مدرن می شود می پردازد. پس بهتر است با  اصول طرز کار هر دوربین عکاسی آشنا شوید تا بتوانید مهارت عکاسی خود را بهبود ببخشید، چه از یک دوربین فوق حرفه ای و گرانقیمت SLR استفاده کنید و چه از دوربین تلفن همراه خود.

دوربین عکاسی واقعا چیست؟

حدودا بین سال های ۴۰۰ تا ۳۰۰ قبل از میلاد، فیلسوفان باستانی تمدن هایی که در آن علم و دانش پیشرفته تر از بقیه جهان بود (مانند چین و یونان) اولین تجربه عکاسی با طراحی وسایل ابتدایی (با نام obscura) برای ایجاد تصاویر را بدست آوردند. ایده این کار بسیار ساده بود:  ایجاد یک اتاقک کاملا تاریک که تنها یک باریکه نور به آن از طریق یک سوراخ در دیوار وارد می شد و در روبرو به یک صفحه تخت می تابید. نور به خط مستقیم می تابید (این اتاق تاریک این مسئله را اثبات می کرد.) ،بنابراین از سوراخ کوچک می گذشت ، و یک تصویر بر روی صفحه تخت در طرف دیگر ایجاد می کرد همانند تصویر فوق. نتیجه نسخه وارونه ای از اشیائی بود که در طرف مقابل صفحه دارای سوراخ در معرض نور گذاشته شده بودند. یک معجزه باور نکردنی ، و کشف علمی شگفت انگیز برای مردمی که بیش از یک هزاره قبل از “قرون وسطی” زندگی می کردند.

برای درک دوربین های دوران مدرن، ما می توانیم با همان تاریک خانه شروع کنیم، چند هزاره به جلو بیاییم، و شروع به صحبت در مورد اولین دوربین های روزنه ای کنیم. این دوربین ها از همان اصل ساده “حرکت به خط مستقیم” نور ، و ایجاد تصویر از شی روی سطح ماده حساس به نور – که دارای سطح واکنش شیمیایی دهنده در هنگام تابش نور می باشد- استفاده می کنند. بنابراین ایده پایه ای و اساسی هر دوربینی جمع آوری نور ، و ثبت آن روی نوعی ماده حساس به نور است که در دوربین های قدیمی تر آن را به عنوان فیلم عکاسی می شناختیم، و در دوربین های دیجیتال این وظیفه بر عهده سنسورهای حساس به نور است.

آیا هیچ چیزی سریعتر از نور حرکت می کند؟

سوال مطرح شده در بالا سوالی فنی است و به سادگی نمی توان به آن پاسخ داد. ما از علم فیزیک می دانیم که سرعت نور در خلاء ثابت است ، حد نهایی سرعت که گذشتن از آن غیرممکن است. با این حال، نور، نسبت به ذرات دیگر، مانند نوترینوها که با همین سرعت منتشر می شوند دارای خاصیت جالبی است. بدان معنا که نور در هنگام گذشتن از محیط های مختلف دچار تغییر در سرعت انتشار، خم شدن و یا شکست، و تغییر در خواص می شود. “سرعت نور” هنگام گریز از مرکز ثقل یک ستاره به طرز قابل ملاحظه ای در مقایسه با نوترینوها کندتر است. گریز نور از نیروی جاذبه هسته یک ستاره ممکن است هزاران سال طول بکشد، در حالی که نوترینوهای ایجاد شده توسط ستاره در این مورد تحت تاثیر جاذبه قرار نگرفته و از میان چگال ترین ماده نیز با همان سرعت ۱۸۶۲۸۲ مایل در ثانیه گذر می کنند، به طوری که به سختی می توان باور کرد که چنین امری رخ داده. شما ممکن است بپرسید” همه این اطلاعات خوب و مفید است، اما برای عکاسی دانستن این اطلاعات به چه کار می آید؟”

این ویژگی نور یعنی واکنش مختلف در محیط های متفاوت به ما اجازه می دهد تا نور را خم کرده ، یا بشکنیم، و آن را با استفاده از لنزهای عکاسی مدرن بر نقطه ای خاص متمرکز کنیم (فوکوس). این طرح پایه در طی دهه های گذشته تا به امروز تغییر نکرده و همان اصول اساسی از زمانی که اولین لنز اختراع شد تا به امروز مورد استفاده قرار می گیرد.

فاصله کانونی و فوکوس

در حالی که لنز دوربینهای عکاسی طی سالیان اخیر پیشرفته تر و پیشرفته تر شده اند، یک لنز در واقع شی ساده ای متشکل از یک یا چند عدسی است که نور را شکسته و آن را مستقیم به سوی صفحه تصویر در سمت پشتی دوربین هدایت می کند. بسته به اینکه شیشه لنز چگونه شکل گرفته باشد، مقدار فاصله لازم برای تقاطع دو خط نور و همگرایی روی صفحه تصویر متفاوت است. این فاصله که به فاصله کانونی موسوم است در لنزهای مدرن به میلی متر اندازه گیری می شود و اشاره به مقدار فاصله بین لنز و نقطه همگرایی روی صفحه تصویر دارد.

فاصله کانونی همچنین تاثیر مستقیمی روی نوع عکسی دارد که دوربین می تواند بگیرد. به عنوان مثال  هر چه فاصله کانونی کمتر باشد به عکاس اجازه عکاسی از میدان وسیع تری را می دهد (مانند لنز واید یا دید وسیع)، در حالی که فاصله کانونی بسیار زیاد (مثلا ، لنز تله) منطقه تصویربرداری شما را به میزان بسیار کوچکتری محدود می کند.

به طور کلی سه نوع لنز SLR استاندارد برای عکاسی وجود دارد. این  لنزها عبارتند از لنز نرمال، لنز زاویه عریض (Wide-angle) ، و لنز تله (Telephoto). هر کدام از این لنزها، فراتر از آنچه قبلا در اینجا مورد بحث قرار گرفت، دارای برخی ملاحظات برای استفاده بهتر و در جای خود می باشند.

لنز واید، زاویه وسیعی معمولا بیش از ۶۰ درجه را پوشش می دهد و برای تمرکز بر روی شی نزدیک به عکاس استفاده می شود. اشیاء در لنزهای واید انگل ممکن است دچار اعوجاج شده، و همچنین به خوبی نتواند فواصل بین اشیاء دور و چشم انداز در فواصل نزدیک تر را نشان دهد.

لنزهای نرمال از آن دسته لنزها هستند که نزدیک ترین تصویر “طبیعی” مشابه آنچه که چشم انسان از یک شی می بیند را ثبت می کنند. زاویه دید کوچکتر از زاویه لنز واید انگل، بدون ایجاد اعوجاج در اشیا ، و برهم زدن فواصل بین اشیاء ، و پرسپکتیو است.

لنزهای ویژه فوکوس: شکل ظاهری این نوع از لنزها را خیلی از شما دیده اید: لنزهای بزرگ و درازی که عکاسان حرفه ای یا هنردوستان به در جلوی دوربین عکاسی خود دارند و  برای بزرگ کردن اجسام در فاصله های بسیار دور یا زوم کردن مورد استفاده قرار می گیرد. این نوع لنزها از کم ترین زاویه دید برخوردار بوده، و اغلب برای ایجاد عمق میدان عکس و عکس هایی که در آن پس زمینه را می خواهیم تار، و پیش زمینه را برجسته کنیم مورد استفاده قرار می گیرد.

بسته به نوع قالب استفاده شده برای عکاسی، فاصله کانونی برای لنز نرمال، واید انگل، و فوکوس تغییر میکند. معمولی ترین دوربین های دیجیتال از قالبی شبیه به دوربین های آنالوگ ۳۵ میلیمتری استفاده می کنند، بنابراین فاصله کانونی دوربین های DSLR مدرن بسیار شبیه به دوربین های فیلمی سالیان گذشته (و برای علاقمندان به عکاسی فیلمی امروز) است.

دیافراگم و سرعت شاتر

از آنجا که ما می دانیم که نور با سرعت مشخصی در فضا سیر می کند، هنگامی که شما قصد عکاسی از یک سوژه را دارید تنها مقدار محدودی از آن وجود دارد ، و تنها کسری از آن از طریق لنز به مواد حساس به نور داخل دوربین راه می یابد. یک عکاس این مقدار نور را توسط دو از ابزار عمده می تواند تنظیم کند: دیافراگم و سرعت شاتر.

دیافراگم یک دوربین بسیار شبیه به مردمک چشم شماست. این جز کم و بیش شبیه یک سوراخ ساده است که در زمان مقتضی باز شده و یا تنگ یا بسته می شود تا اجازه دهد نور بیشتر یا کمتری از طریق لنز به مواد یا سنسور حساس به نور برسد. ناگفته پیداست که صحنه روشن و دارای نور مناسب حداقل نور را نیازمند است، بنابراین دیافراگم را می توان به عدد بزرگی تنظیم کرد تا نور کمتری وارد شود. اما در یک صحنه کم نور یا نیمه تاریک نیاز به نور بیشتری برای رسیدن به سنسورهای عکس در دوربین است، بنابراین تنظیم دیافراگم روی عدد کوچکتر اجازه می دهد نور بیشتری وارد شود. هر یک از تنظیمات، اغلب با اصطلاحاتی نظیر f-number,  f-stop,  یا  stop خوانده می شوند که عملا این تنظیمات اجازه می دهند تا نیمی از مقدار نوری که پیش از این تنظیمات موردنیاز بود برای عکاسی کافی باشد. عمق میدان هم با تنظیمات f-number تغییر می کند، به این صورت که افزایش عمق میدان سبب افزایش عدد دیافراگم به کار رفته در عکاسی می گردد.

علاوه بر تنظیم دیافراگم، مقدار زمانی که شاتر باز باقی می ماند (با نام مستعار، سرعت شاتر) و نور اجازه می یابد در این مدت بر مواد حساس به نور اثر کند را نیز می توان در دوربین های عکاسی تنظیم کرد. نوردهی طولانی تر، به خصوص در شرایطی با نور کم مفید است، اما باز باقی ماندن شاتر برای مدت زمان طولانی می تواند تفاوت بزرگی در عکاسی شما ایجاد کند. کوچک ترین لرزش غیر ارادی دست می تواند به طرز چشمگیری تصاویر شما را  در سرعت های شاتر آهسته تار و بدفرم کند، و نیاز به استفاده از سه پایه یا یک صفحه ثابت و بی حرکت برای تنظیم دوربین در این حالت عکاسی خواهید داشت.

سرعت شاتر و  تنظیم دیافراگم با هم در ارتباطند، بدین معنا که سرعت های آهسته شاتر می تواند تنظیم عدد کوچکتر دیافراگم را جبران کند، و همچنین گشادی دهانه دیافراگم می تواند سرعت شاتر بسیار سریع را جبران کند. هر ترکیبی از این دو فاکتور می تواند نتیجه بسیار متفاوتی را در عکاسی رقم بزند، مانند اینکه نوردهی بسیار زیاد در طی زمان طولانی می تواند یک تصویر بسیار متفاوت نسبت به حالتی ایجاد کند که نوردهی بسیار زیاد در حالت تنظیم بازشدگی زیاد دهانه دیافراگم را اعمال کنیم. نتیجه این ترکیب حاصل از سرعت شاتر و دیافراگم را exposure یا در معرض نور قرار دادن می گویند؛ مقدار کل نوری را که به جز حساس به نور دوربین برخورد می کند خواه سنسور نوری دوربین دیجیتال باشد یا فیلم دوربین عکاسی آنالوگ.

این مقاله توضیح مختصر  و مقدماتی بود در مورد عکاسی و مسلما دنیای عکاسی به این چند خط خلاصه نمی شود و اقیانوس عکاسی بسیار بسیار گسترده تر از این چند قطره است.اگرسوال نظر یا بحثی در مورد گرافیک، عکاسی، یا فتوشاپ دارید می توانید ان را در زیر همین مقاله در بخش نظرات منعکس نمایید تا از راهنمایی ما برخوردار گردید. منتظر مقالات بعدی ما در زمینه عکاسی دیجیتال باشید.





نوع مطلب :
برچسب ها :

چگونه عکس بهتری بگیریم

افراد زیادی در مورد ارزیابی عکسهایشان در ذهن خود سوال می پرسندکه چگونه عکسی بهتری بگیریم و در نظر دیگران چگونه جلوه خواهد کرد. هر چند در قضاوت در مورد یک عکس، سلیقه و نوع علاقه دخالت بسیاری دارد، ولی اصول کلی نیز بر آن حاکم است که ریشه در اصول زیبا شناختی انسان دارد.البته همیشه برای قوانین در شرایط خاص استثنا نیز وجود دارد. منتها در هر مورد باید برای رعایت نکردن یک قانون، باید دلیل کافی داشته باشید.

 ترکیب بندی:

 قانون یک سومها: قانون یک سوم در ترکیب بندی تنها یک نظریه هنری نیست. بلکه با بررسی های علمی درستی آن اثبات شده است. وقتی چشم ها به یک عکس نگاه می کنند، ابتدا به نقاط یک سوم تصویر خیره می شوند اگر چیز قابل توجهی در آن یافته نشود به جستجو در تصویر می پردازند. اگر بعد از چند ثانیه جستجو چیزی توجه آنها را جلب نکند، علاقه خود را نسبت به تصویر از دست می دهند. بنابراین اگر نمی خواهید بینندگان آثارتان نسبت به عکستان بی علاقه شوند، بهتر است چیز قابل توجهی را روی این خطوط قرار دهید. ضمنا شخص یا چیزی را دقیقا در مرکز دید دوربین قرار ندهید، چون زیاد جالب نخواهد بود.
سوژه خود را در یک طرف تصویر قرار دهید و کمی آن را در کادر بچرخانید. ضمنا خط افق را دقیقا در مرکز عکس قرار ندهید، بلکه آنرا در یک سوم بالا یا یک سوم پایین تنظیم نمایید. اگر در عکس بخش پایینی تصویر مورد علاقه شماست، خط افق را بالا بیندازید. برعکس، اگر موضوع مورد توجه در بخش بالایی خط افق قرار دارد، خط افق را در یک سوم پایین قرار دهید. مجبور نیستید وقتی در آسمان چیز قابل توجهی وجود ندارد بخش زیادی از آن را نشان دهید. در مورد زمین هم همینطور.

او به کجا می‌رود و به کجا خیره شده؟
شما عکسی عالی گرفته‌اید، قانون یک سومها را هم رعایت کرده اید. ولی هنوز نمی توانید توجه دیگران را جلب کنید! چرا؟ خوب، اجازه دهید بزرگترین اشتباهات ترکیب بندی را با هم مرور نماییم.
سوژه در حال قدم زدن یا نگاه کردن به خارج کادر است به جای داخل آن.
سوژه شما باید به درون عکس نگاه نماید تا نگاه بیننده را به داخل هدایت کند، نه اینکه با نگاه به خارج توجه بیننده را از عکس خارج نماید. اگر در جلوی سوژه خود فضای خالی نگذارید، بیننده می خواهد بداند سوژه به کجا می نگرد و یا به کجا می‌رود. بیننده برای درک عکس و اینکه داستانی در ذهنش شکل بگیرد، باید قادر به فهم شرایط باشد.

بریدن دنباله سوژه:
یک قانون کلی این است که در عکس سوژه خود را در محل های اتصال اعضا یا اجزاء به آن قطع نکنید. اگر می خواهید کادر بسته‌ای داشته باشید، مطمئن شوید که دست، آرنج، زانو یا بخش هایی جزئی از سوژه را قطع نکرده اید. اگر پاها را در کادر قرا داده اید، مراقب باشید انگشتان را نبرید. اگر بازوها را در کادر دارید، آرنج را هم در کادر بگیرید. هرگز دستها را در محل انگشتان قطع نکنید.

عکاسی از ارتفاع بالاتر از سوژه
وقتی از سوژه هایی عکاسی می کنید که ارتفاع کمتری از شما دارند، دوربین را تا سطح آنها پایین ببرید. وقتی از بچه ها از بالا عکس می گیرید بسیار کوچک و غیر مهم جلوه می‌کنند. همین طور در عکاسی از حیوانات اگر از بالا عکس بگیرید عکس هایی اتفاقی و نه چندان جالب به نظر خواهند آمد. دوربین را پایین ببرید و هم ارتفاع با سوژه عکس بگیرید. آنگاه از نمای به دست آمده لذت خواهید برد.

بریدن سایه یا انعکاس
اگر سایه یا انعکاسی از سوژه روی زمین است، یا تمام آن را بگیرید یا هیچ چیز آن را.

 افقی یا عمودی
چه موقع عکس را افقی و چه موقع عمودی بگیریم؟ ساده است. اگر سوژه بیشتر از آنکه دراز باشد، پهن است، عکس را افقی و اگر ارتفاع سوژه بیشتر از عرض آن است، عمودی بگیرید. این اشتباه درجه یک آماتورها در عکاسی است. برای جلوگیری از دیده شدن اجزاء نا خواسته در عکس، کادر را بسیار بسته می گیرند و حتی دوربین را کمی می چرخانند تا سوژه بهتر در کادر قرار گیرد!
البته در بعضی موارد استثنائاتی وجود دارد و باید با تمرین و مطالعه مواردی را که بهتر است یک قانون را رعایت نکنیم دریابیم.

نورسنجی:
وقتی نور مناسب باشد در عکس رنگ ها درست به نظر می‌رسند، سفیدها سفید و سیاه‌ها سیاه هستند.
وقتی روی یک سوژه که دارای طیف های متوسطی است فوکوس می کنید دوربین کار خودش را درست انجام می دهد. ولی اگر بخواهید از یک خرس قطبی سفید یا یک سگ سیاه عکس بگیرید چه؟ یا عکس بسیار روشن خواهد شد یا خیلی تیره و یا همه چیز خاکستری می شود (چون سیستم نورسنجی داخلی دوربین سعی می کند که عکسی با طیف ۱۸ درصد خاکستری ایجاد نماید).
چه کار باید کرد؟ بهتر است وقتی از جسمی سفید یا منعکس کننده عکس می گیرید دیافراگم را یک گام بازتر نمایید و برعکس، وقتی از جسمی سیاه یا جاذب نور عکس می‌گیرید، دیافراگم را یک گام ببندید.
درباره قانون آفتابی F16 چه میدانید؟ معنی آن چیست و چگونه کار می‌کند؟ ساده است. این یک فرمول دقیق در عکاسی است که همیشه نتیجه خوبی می دهد. سعی می کنم در این مورد توضیح دهم تا موضوع برایتان روشن شود.
در یک روز آفتابی درخشان دیافراگم دوربین را روی F16 می گذارید و سرعت مناسب شاتر را معکوس حساسیت فیلم یا دوربین انتخاب می کنید. مثلا، فرض کنید حساسیت فیلمتان ISO 100  است، یعنی سرعت شاتر باید ۱۰۰/۱ باشد. بیشتر دوربین ها سرعت شاتر ۱۰۰/۱ ندارند، بنابر این شما نزدیکترین سرعت را انتخاب نمایید یعنی ۱۲۵/۱ . همین. در این شرایط شما تنظیم نوری دقیق خواهید داشت.
اگر نخواستید روی F16 عکس بگیرید چه؟ باز هم ساده است. دوربین را روی دیافراگم مورد نظرتان گذارده و بر اساس آن سرعت شاتر را اینگونه تنظیم کنید. اگر می خواهید روی F8 عکس بگیرید (دو گام بازتر) باید سرعت شاترتان را دو گام بیشتر کنید (۵۰۰/۱) تا نور کمتری وارد دوربین شود. حالا اگر می خواهید روی F32 عکس بگیرید (دو گام بسته تر) باید سرعت شاتر را دو گام کمتر کنید (۳۰/۱) تا نور بیشتری وارد دوربین شود. ساده است. نه؟
خوب، اگر عکاسی در یک روز آفتابی درخشان نبود تکلیف چیست؟ باید آنرا یک روز F8 بنامیم. اگر سایه های روی زمین به وضوح دیده نمی شد و نور به شدت و روشنایی یک روز آفتابی درخشان نیست، فقط کافی است همه چیز را نصف مقدار قبلی تنظیم نمایید. همانند حالت قبل عمل کنید، ولی این بار با F8 و سرعت ۱۲۵/۱ شروع نمایید.
آیا این تنظیم ها همیشه درست عمل می کند. تقریبا بله. ولی برای اطمینان بهتر است همیشه سه عکس بگیرید. یکی با یک گام بالاتر و یکی با یک گام پایین تر از معمول. به این کار محدوده بندی یا  Bracketing گفته می‌شود.
اگر بر روی فیلم های اسلاید عکس می گیرید بهتر می توانید اثرات کارتان را ببینید. چون وقتی عکس نگاتیو را چاپ می کنید، در لابراتور نور عکسها را تا حد ممکن اصلاح می کنند. ولی به هر حال اگر در هنگام عکاسی نور را درست تنظیم کرده باشید نتیجه بهتری خواهید گرفت.

 عکاسی از ماه
شاید تعجب کنید که چرا معمولا عکس هایی که از ماه می گیرید بی رنگ و رو و مات می شود؟ آیا جزئیات مورد انتظار شما از ماه در عکس هایتان دیده نمی شود. برای نور سنجی درست ماه یک ترفند ساده وجود دارد. قانون F16 را که یادتان هست. شاید باور نکنید، ولی برای عکاسی از ماه کامل همان تنظیم روز روشن آفتابی را استفاده نمایید.
چرا؟ باز هم ساده است. ماه یک شی روشن شده با نور خورشید است و فرقی نمی کند که این نور خارج زمین است یا در نیمه شب است. به هر حال ماه با نور خورشید روشن شده است. در باره عکاسی از ماه نیمه یا یک چهارم چه؟ اگر ماه نیمه است، عدد دیافراگم را نصف کنید، یعنی F8. وقتی ماه یک چهارم است دیافراگم را یک چهارم کنید F4. می بینید که چقدر ساده است.
درباره عکاسی از ماه با نمایی از منظره شهر چه؟ خیلی ساده است. عکاسی همزمان از منظره شب و ماه غیر ممکن است! چرا؟ چون نمی توان با یک تنظیم نور هم منظره شب را عکاسی کرد و هم جسمی را که با خورشید روشن شده است.
درحالت عادی برای عکاسی از منظره شب دیافراگم F8 با ۸ ثانیه نوردهی انتخاب می شود. (در حساسیت ۱۰۰). اگر ماه را برای مدت ۸ ثانیه عکاسی کنیم ماه از جای اولیه خود حرکت می کند و علاوه بر حذف جزئیات آن بخاطر نور زیاد، مات هم می شود. پس چاره چیست؟ راه حل استفاده از یک حقه ساده است. عکس دوتایکی! در دوربین های فیلمی باید ابتدا یک عکس از منظره شب شهر بگیرید. سپس موقعیت ماه را در کادر منظره یاب در محل مورد نظر تنظیم نموده و اکنون یک عکس از ماه در میان آسمان در محل مورد نظر بگیرید. در دوربینهای دیجیتال به سادگی می توان دو عکس را با فتوشاپ روی هم مونتاژ نمود. در این حالت پیدا کردن محل مناسب ماه در عکس بسیار راحت تر است.

 فوکوس:
اتوفوکوس هنگامی که وقت کافی برای تنظیم دوربین ندارید بسیار عالی است. ولی بسیاری از مردم از آن استفاده نامفید می کنند. بیشتر مبتدیان از فوکوس خودکار با تنظیم فوکوس روی مرکز کادر استفاده می کنند. هنگامی که شما از فوکوس خودکار استفاده میکنید، ممکن است دوربین هنگامی که سوژه شما در میان کادر نیست روی آن فوکوس نکند. برای رفع این مشکل این راه حل را امتحان کنید. بدون در نظر گرفتن ترکیب بندی سوژه را در مرکز کادر قرار دهید و روی آن فوکوس کنید. (امیدوارم که قصد نداشته باشید در همین وضعیت عکس بگیرید) در حالی که دکمه شاتر را تا نیمه نگه داشته اید ترکیب بندی نمایید و عکس خود را بگیرید. اگر در پشت سوژه چیزی است که می خواهید روی آن هم فوکوس داشته باشید، با تنظیم عمق میدان این کار را انجام دهید.

 عمق میدان
عمق میدان به معنی این است که چه مقدار از عکس شما در جلو و پشت سوژه اصلی در فوکوس قرار دارد. اگر شما از عمق میدان باریک (عدد F کوچک، روزنه دیافراگم باز) استفاده نمایید، بخش کمتری از تصویر شما در فوکوس خواهد بود. همین طور، اگر از عمق میدان بزرگی استفاده نمایید(عدد F بزرگ، روزنه دیافراگم کوچک) بخش بیشتری از تصویر شما دارای فوکوس مناسب است. البته تمام این مسائل به این که شما کجا فوکوس کرده اید بستگی خواهد داشت.
اگر با یک عمق میدان کم روی سوژه خود فوکوس کنید، همه چیز در جلو و پشت سوژه خارج از فوکوس خواهد بود. این وضعیت در شرایطی که زمینه عکس را به خاطر شلوغی و یا تاکید بیشتر بر روی سوژه اصلی می خواهید مات نمایید مناسب است. ولی اگر در جلو یا پشت سوژه چیزهایی وجود دارد که می خواهید دقیق بیفتد، این حالت خوب نیست.
پس اگر بخواهیم همه چیز در جلوی سوژه واضح باشد چکار کنیم؟ تنها کافی است بر روی آنها فوکوس کنید! البته با یک عمق میدان بالا که فاصله بین سوژه اصلی و سوژه‌های فرعی را بپوشاند. فکر می کنید کدام وضعیت بهتر است؟ عمق میدان بالا یا پایین؟ این موضوع کاملا به سوژه‌ای بستگی دارد که از آن عکاسی می‌کنید. بخاطر همین است که عکاسی در مد اولویت دیافراگم اهمیت دارد. در این مد شما می توانید عدد F مناسب خود را انتخاب نمایید. در این حالت برای گرفتن عکسهای بهتر کنترل کافی بر روی دیافراگم خواهید داشت. چه کسی از عکس یک سگ که بینی‌اش مات شده و یا یک شخص که در زمینه شلوغ عکس گم شده است خوشش می‌آید؟!

همه چیز در چشم هاست
می گویند وقتی از یک حیوان عکاسی می کنید، همه چیز در چشمها قرار دارد. همه سوژه‌ها نیاز نیست مستقیما به دوربین خیره شوند، اما باید بتوانید چشمها را ببینید. همچنین، اگر می‌توانید چشمها را در عکس ببینید باید در فوکوس کامل باشند تا عکس های شما تاثیرگذار باشند. وقتی با کسی سخن می‌گویید، در چشم ها نگاه نمی کنید؟ به همین صورت، از چشمها برای ارتباط برقرار کردن با سوژه استفاده می‌کنیم و دیدگاهی از احساس و افکار آن بدست می‌آوریم. چشمها منتقل کننده احساسند و بدون آنها در عکس انتقال احساس صورت نخواهد گرفت.

 انعکاس نور در چشم
منظور از انعکاس نور در چشم نورهای کوچکی هستند که هنگامی که نور به چشم می تابد در چشم دیده می شود. دیدن این نورها در چشم بسیار لذت بخش است و حتی داشتن آنها در عکس ضروری است. این نورها به چشم ها حالت زنده بودن می دهند. معمولا این نورها با نور خورشید یا فلاش ایجاد می شود، اما اگر در دسترس نبود می توان از یک منعکس کننده یا یک فلاش کوچک دستی استفاده نمود. در این مورد شدیدا توصیه می شود که مطمئن شوید که این نورها در چشم سوژه شما وجود داشته باشد، چون بدون آنها چشم ها بسیار بی روح و عروسکی به نظر می رسند. البته ممکن است در شرایطی خاص به خاطر القای یک حس ویژه نیاز به حذف این نورها باشد. هر قاعده ای استثنایی هم دارد.

فلاش
چه فرقی بین عکس پرتره یک عکاس آماتور با یک عکاس کاملا حرفه ای وجود دارد؟ ممکن است هر کسی در ابتدای راه عکاسی خود بارها از خود بپرسد چرا عکسهای من مانند عکس هایی که در مجلات می بینم نمی شود. چکار می توان کرد که عکس هایمان شبیه کارهای عکاسان حرفه ایی شود؟
وقتی به این سوال پاسخ داده شود شاید از سادگی پاسخ تعجب کنیم و بپرسیم چرا قبلا به این موضوع پی نبرده بودم. البته علت نوشتن این مطالب این است که کسانی که این موضوع را نمی دانند خیلی زیادند.

 سایه ها
وقتی به یک عکس در مجله نگاه می کنید و آنرا با عکسی که از فرزند خود یا دوستتان گرفته اید مقایسه می کنید فرق اصلی بین آن دو چیست؟ بله. در عکس مجله هیچ گونه سایه ای پشت مدل وجود ندارد! خوب، چگونه باید این کار را کرد؟
سایه ها معمولا توسط نورهایی ایجاد می شود که دقیقا از روبرو به سوژه می تابد یا وقتی که از فلاش دوربین استفاده می نمایید. اگر فلاش دوربین شما از نوع سرخود است که دیگر وضع بدتر است. اگر می خواهید عکسهایی شبیه حرفه ایها بگیرید، اول از همه باید یک فلاش برخوردی (انعکاسی) بخرید. نوع بهتر این فلاش دارای سر چرخان است و علاوه بر چرخش به بالا می تواند به اطراف نیز بچرخد. پولتان را بابت فلاشهایی که ثابت هستند تلف نکنید. این فلاشها فقط کمی قوی تر از فلاش سرخود دوربینتان عمل میکنند، ولی سایه های تندتری ایجاد می کنند.
وقتی برای دوربینتان فلاشی خریدید، دفترچه راهنمای آن را کامل بخوانید. با این کار تمام مشخصات، عملکردها و استفاده های آن را خواهید فهمید. تمام این تواناییها را تست و تجربه کنید.
تنها با استفاده از فلاش انعکاسی و تاباندن نور آن به سقف، از تفاوت ایجاد شده در عکسهایتان نسبت به زمانی که نور را مستقیما به سوژه می تاباندید، متعجب خواهید شد. البته درمورد انعکاس فلاش نیز باید دقت کافی بخرج دهید. اگر سطحی که نور فلاش را به آن می‌تابانید دارای رنگ خنثی و سفید نباشد، طیف رنگی عجیب غریبی بر روی عکسهایتان ایجاد خواهد شد.
وقتی اندکی پیشرفت کردید میتوانید فلاش را روی سه پایه گذارده و از کنار به سوژه اتان نور بتابانید. در این زمان عکسهایتان شروع به پیشرفت به سوی حرفه ای شدن خواهند نمود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
کنترل منابع ثابت مشکل می شود.  (CONSTELLATION)

منابع نور ثابت برای فضاهای بزرگ خیلی مناسب نیست

منابع نور ثابت فتو فلکس دمای رنگ(کلوین) ثابت دارند (برابر با 5600 کلوین نور خورشید)

1-نورهای ثابت دو عدد سیم برق دارد و بر روی آنها ساقت باکس نصب می شود.

2-منابع نورثابت  فلاش با نام گروه  استار فلاش 150،300،650 و... ژول(150وات بر ثانیه قدرت تخلیه فلاش) شناخته می شوند.(منابع نور فتوفلکس دارای مقدار ژول های ذکر شده هستند)

3-ساختار بدنه فلاش های فتوفلکس از جنس آلومینیوم(مقاوم،انتقال حرارت خوب)دارای تهویه خیلی خوب بدلیل دارا بودن فن عالی می باشند.

4- دارای لامپ مدلینگ (حالت دهنده) که  در فضای  تاریک استودیو جهت دیدن سوژه استفاده میشود.در هنگام فلاش زدن خاموش میشود بدلیل ایجاد گرما بهتر است خاموش باشد.با استفاده از دکمه 1-حالت اول روشن میشود2-حالت دوم با قدرت زیاد روشن شود3-حالت سوم نشان دهنده قدرت بالا و پایین بودن نور(پراپ)

-گرفتن دستور از فلاش مادر برای پرتاب نور از طریق چشم(کلید سنسور) 

-یک شانزده و یک هشتم و یک چهارم 

-تغییر میزان قدرت فلاش و قابلیت لامپ نعلی جهت انتقال  نور ذخیره شده در خازن  فلاش می باشد  که بعد از تخلیه نیاز به شارژ مجدد دارد که این شارژ مجدد در فلاش  فتوفلکس حدود 3 ثانیه  طول می کشد که از طریق لامپ پشت فلاش یا صدای بیپ فلاش مشخص می شود .همچنین در پشت فلاش دکمه تست فلاش نیز وجود دارد.

نحوه فرمان دادن به فلاش از طریق دوربین:

:1- از طریق سیم رابط

2-از طریق سیم رابط سنکرون

3-استفاده از رادیو فلاش(رادیو تریگر)فرمان دادن از طریق امواج بیسیم دارای فرستنده و گیرنده .

در این قسمت برخی از سافت باکس ها را معرفی میکنم:

سافت باکس ها:(جعبه نرم) سافت باکس های معمولی (لایت دوم)با استفاده از کانکتور روی فلاش نصب میشود سافت باکس باید متناسب با فلاش باشد هرچه سافت باکس بزرگتر باشد نور یهتر به سوژه می رسد.

سافت باکسهای 8 ضلعی بنام اوکتا دوم نامیده می شود.

سافت باکس هالف دوم باریک هستند، دارای عرض کوچک، با طول بیشتر برای عکاسی از سوژه های با طول زیاد استفاده می شود.

سافت باکس های مولتی دوم دارای سطوح قابل تغییردر دیواره ها هستند.(دارای سطوح نقره،سفید،طلایی)

سینه دوم برای نورهای ثابت استفاده میشود تا حرارت 2000 وات را تحمل میکند و سافت باکس های مووی دوم  تا 10000 وات را تحمل می کند.

وایت دوم دارای محفظه سفید جهت استفاده از فضای نوری زیاد برای پوشش محیط نور و سوژه هستند ودارای وجوه مشکی جدا شونده نیز هستند.

از زنبوری برای محدود کردن نور از اطراف و کنترل نور بهتر برای سوژه مستقیم می شود و نور را  به زاویه 40 درجه تغییر می دهد.

چترها : نور را منعکس میکنند و دارای سطوح نقره یا سفید یا طلایی هستند .چترهای نقرهای کنتراست بیشتری به وجود می آورند .

رفلکتور: برای جهت دادن به نور استفاده می شود و دارای سطوح نقره،(کنتراست فلزی رنگ) طلایی (نور غروب)سفید(نور معمولی) مشکی (گرفتن انعکاس از سوژه)هستند.

سافت باکس فلاش اکسترنال:برای فلاشهای خارجی استفاده میشود،بطور مثال فلاش 580  کانن نوری حدود 70 ژول

خروجی دارند.

فلاش ترایتون:فلاش 300 ژول که هم با برق و هم با باطری کار می کند و با هر بار شارژ حدود 750 بار فلاش می زنند.(با قدرت 300 ژول)7 فلاش در ثانیه

فون ها: (پشت آویز) دارای ابعاد 3*6 دارای جنس ماسلین(انعکاس ندارد، چروک نمی شود، )

 FLEX DROP : کروماکی جهت خذف استفاده می شود در سینما از سبز و از رنگ آبی در عکاسی استفاده می شود.

خیمه جهت عکاسی صنعتی جهت دادن نور به سوژه از تمام جهات استفاده می شود





نوع مطلب :
برچسب ها :
13 اسفند 90 :: نویسنده : مسعود گودینی
بررسی دوربین نیکون P7000

 

نیکون بار دیگر با ساخت یک دوربین کامپکت حرفه‌ای برای کاربران سطح بالا، به بخشی از بازار بازگشته است که این روز‌ها یکی از خلوت‌ترین و کم رقیب‌ترین بخش‌ها برای رقابت به شمار می‌رود. دوربین نیکون Coolpix P7000 بالاترین دوربین از رده دوربین‌های کامپکت این شرکت است که سال قبل در نمایشگاه فتوکینا معرفی شد و قرار است ادامه دهنده راه نیکون P6000 باشد. از رقبای P7000 در بازار فعلی می‌توان به کانن G12 و پاناسونیک Lumix CDM-LX5 اشاره کرد که هر دوی آنها دارای سابقه‌ای طولانی از لحاظ خط تولید هستند. خصوصا کانن که آرام‌آرام دوربین‌های سری G خود را به عنوان گزینه نخست در این رده در اذهان کاربران جا انداخته است و به نوعی استاندارد در این رده تبدیل شده است. در حالی که دوربین P7000 ادامه دهنده راه P6000 است که در زمان خود دوربینی با ایده چاقوی سوییسی بود. دوربینی که هم امکان پشتیبانی از GPS و هم ارتباط شبکه را در کنار حسگر 13.5 مگاپیکسلی دارا بود و متاسفانه ایده رزولوشن 13.5 آن چندان مورد قبول قرار نگرفت. زیرا هم اکنون می‌بینیم که P7000 با رزولوشن کمتری نسبت به مدل قبلی وارد بازار می‌شود. البته پیش از این نیز دوربین دیگری در این رده همین سیاست را به کار گرفته بود: این دقیقا همان کاری بود که کانن در مورد G11 انجام داد (که البته در G12 نیز به همان مقدار باقی ماند) و همگان را از این تصمیم شگفت‌زده کرد. ظاهرا رزولوشن 10 مگاپیکسل عدد خاصی است که پاناسونیک LX5 ، سامسونگ TL500 و دوربین جدید المیپوس XZ-1 نیز دقیقا همان مقدار را انتخاب کرده‌اند.

می‌شود دلیل این انتخاب را اینطور تفسیر کرد که سازندگان این دوربین‌ها کاملا به بازار هدف این محصولات آگاهند و مطمئنند که این دوربین‌ها را معمولا حرفه‌ای‌هایی می‌خرند که فرق بین مگاپیکسل و کیفیت را بهتر از کاربران عادی درک می‌کنند. برای این دسته از کاربران کیفیت و نویز عکس‌های این دوربین‌ها که همگی دارای حسگر 1/1.7 CCD هستند، خصوصا در نور کم بسیار مهم‌تر از مگاپیکسل است و به همین دلیل است که می‌بینیم شرکت‌های سازنده رزولوشن را فدای کیفیت می‌کنند. اکنون P7000 بزرگتر، سنگین‌تر، و با امکاناتی بسیار بیشتر از قبل ارائه می‌گردد.

بدنه و کاربری

طراحی این دوربین به طور کامل با مدل قبلی متفاوت است و همانطور که انتظار می‌رفت لنز آن کاملا از نو طراحی شده است. ظاهرا لنز زوم 7.1X در بدنه قبلی جای نمی‌گرفته است، به همین علت بدنه را بزرگتر و سنگین‌تر از قبل طراحی کرده‌اند. لنز زوم P7000 دارای فاصله کانونی معادل 28-200mm (و دیافراگم f/2.8 در انتهای واید) است که البته می‌توانید با افزودن یک مبدل آن را تا 21mm تغییر دهید. علاوه بر این لنز P7000 از قابلیت i-TTL پشتیبانی کرده و به همین دلیل می‌توانید از فلاش‌های مخصوص Nikon Speedlight نهایت بهره را ببرید. اگر بخواهیم صادقانه بگوییم، بدنه جدید چندان زیبا طراحی نشده است به عنوان مثال وقتی از روبرو به دوربین نگاه می‌کنید، برجستگی مربوط به نمایشگر چشمی، حجم زیادی از بدنه را می‌پوشاند. نیکون ترجیح داده است از این منظره‌یاب در کنار نمایشگر باکیفیت 3 اینچی (920 هزار نقطه‌ای) با پوشش تقریبی 100% در مورد رنگ‌های sRGB استفاده کند. آنطور که به نظر می‌آید، اغلب کاربران بسیار به ندرت از این منظره‌یاب که پوششی حدود 80% دارد استفاده می‌کنند. شاید بهتر بود با حذف این منظره‌یاب و به کارگیری یک نمایشگر چرخان، بدنه کوچکتر و زیباتری برای P7000 طراحی می‌شد.

کیفیت عکس‌های P7000 خصوصا در مورد پردازش نویز در مقایسه با دوربین‌های دیگر در این رده فوق‌العاده است. البته فایل‌های JPEG آن نسبت به فایل‌های NRW کمی نویز بیشتر دارد. احتمالا شما در دوربین‌های DSLR نیکون با قابلیت D-Lighting آشنا هستید. قابلیتی که می‌تواند مانند Shadow-Highlight در فتوشاپ، موجب افزایش نور در بخش‌های تاریک تصویر شود و بدین ترتیب محدوده دینامیک عکس را در محیط‌های پرکنتراست بیشتر می‌کند. استفاده از این قابلیت به دلیل افزایش نور مناطق تاریک، موجب افزایش نویز در این محدوده نیز می‌شود. البته این میزان نویز در ایزو‌های پایین، یعنی حدود 100 تا 400 چندان به چشم نمی‌آید، اما بهتر است در ایزو‌های بالاتر از 800 با احتیاط از آن استفاده کنید. زیرا برای چاپ در اندازه‌های بزرگ قطعا به نرم‌افزارهای کاهش نویز نیاز خواهید داشت و استفاده از قابلیت حذف نویز خود دوربین به احتمال زیاد موجب حذف جزئیات تصویر می‌شود. تصاویر P7000 تا حساسیت 1600 قابل استفاده است، اما استفاده از حساسیت 6400 آن شاید فقط در برخی شرایط خاص ممکن باشد.

رنگ‌ عکس‌های P7000 بسیار طبیعی است. البته اگر به رنگ‌هایی با غلظت‌های متفاوت علاقه‌مند هستید می‌توانید از قابلیت Picture Controls آن استفاده کنید که دست شما را برای افزایش و کاهش برخی رنگ‌ها باز می‌گذارد. تراز سفیدی P7000 فوق‌العاده عمل می‌کند. خصوصا وقتی روی وضعیت AWB یا تراز سفیدی خودکار قرار دارید، از نتیجه‌ای که در زیر نور‌های تنگستن به شما می‌دهد شگفت‌زده می‌شوید. چنین قابلیتی در دوربین‌های دیجیتال امروزی به ندرت دیده می‌شود.

علاوه بر این‌ها، دوربین نیکون P7000 به یک پردازشگر جدید و پرسرعت به نام Expeed C2 مجهز شده است که سرعت پردازش اطلاعات را در این دوربین چندین برابر می‌کند. این حسگر جدید برای آن دسته از کاربرانی استفاده بسیار زیادی دارد که بیشتر با فرمت خام دوربین‌‌شان عکاسی می‌کنند. البته جالب است بدانید که فرمت خام P7000 نیکون با فرمت خام معمول دوربین‌های DSLR این شرکت یعنی .NEF متفاوت است و نام .NRW را برخود دارد که در واقع نام کلی فرمت‌های خام در دوربین‌های کامپکت نیکون است. این فایل‌ها را می‌توانید در خود دوربین، و همچنین در برنامه‌های اختصاصی Nikon View NX 2 و Capture NX و نیز در Adobe Camera Raw باز کنید.

قابلیت فیلمبرداری

فیلمبرداری P7000 شما را شگفت‌زده می‌کند. کیفیت ویدئو‌های این دوربین که با فرمت .MOV و با استفاده از فشرده‌سازی H.264 ذخیره می‌شوند برای یک دوربین کامپکت در این کلاس عالی است. میکروفون دوربین به صورت مونو صدابرداری می‌کند و روی خود دوربین قرار دارد، اما می‌توانید برای ضبط صداهای بهتر یک میکروفون استریو به آن وصل کنید. همچنین خروجی HDMI دوربین به شما اجازه می‌دهد ویدئو‌های ضبط شده را با بهترین کیفیت روی تلوزیون‌های HDTV مشاهده کنید. اگرچه P7000 امکان کنترل دستی نوردهی در حین فیلمبرداری را به شما نمی‌دهد، اما دو قابلیت دیگر این ضعف را کمرنگ می‌کند: نخست امکان زوم در هنگام فیلمبرداری است که می‌توانید از تمامی زوم دوربین در فاصله 28-200mm برای ضبط ویدئو‌ها استفاده کنید و دوم اینکه فوکوس خودکار پیوسته (Full Time AF) به شما اجازه می‌دهد در محیط‌هایی که دارای کنتراست عادی هستند به طور پیوسته فوکوس داشته باشید و ویدئو‌ها به هیچ وجه محو نمی‌شوند.





نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

فال حافظ




استخاره آنلاین با قرآن کریم